آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Fasten

      ˈfæsn ˈfɑːsn

      گذشته‌ی ساده:

      fastened

      شکل سوم:

      fastened

      سوم‌شخص مفرد:

      fastens

      وجه وصفی حال:

      fastening

      معنی fasten | جمله با fasten

      verb - transitive verb - intransitive adverb B1

      بستن، محکم کردن، چسباندن، سفت شدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      I fastened the handles to the chair with screws.

      دسته‌ها را با پیچ به صندلی وصل کردم.

      to fasten the legs of a table

      پایه‌های میز را محکم کردن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Fasten the dog in the yard!

      سگ را در حیاط ببند!

      She fastened her look on us.

      او نگاهش را بر ما دوخت.

      to fasten a crime on someone

      جنایتی را به گردن کسی انداختن

      Poor kinsmen fastened themselves on her.

      خویشاوندان مسکین وبال گردن او شدند.

      The blind man fastened on my arm.

      مرد نابینا بازویم را گرفت.

      The dog fastened his teeth on that man's leg.

      سگ پای آن مرد را با دندان محکم گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fasten

      1. verb make secure; join together
        Synonyms:
        attach connect fix tie unite bind seal grip hold stick couple strengthen establish secure close adhere lock bolt anchor brace weld cement affix lodge set settle lace chain link button hook nail screw rope band bar tighten tag jam hitch glue batten stay put make firm girth cleave cohere solder rivet moor truss wedge leash embed implant infix tack on hitch on hook up knot mortise freeze to
        Antonyms:
        detach release open loosen disconnect unfasten unlock unchain unlink

      Collocations

      fasten one's seat belt

      کمربند ایمنی خود را بستن

      لغات هم‌خانواده fasten

      noun
      fastener
      verb - transitive
      fasten

      سوال‌های رایج fasten

      گذشته‌ی ساده fasten چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fasten در زبان انگلیسی fastened است.

      شکل سوم fasten چی میشه؟

      شکل سوم fasten در زبان انگلیسی fastened است.

      وجه وصفی حال fasten چی میشه؟

      وجه وصفی حال fasten در زبان انگلیسی fastening است.

      سوم‌شخص مفرد fasten چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fasten در زبان انگلیسی fastens است.

      ارجاع به لغت fasten

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fasten» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fasten

      لغات نزدیک fasten

      • - fastback
      • - fastball
      • - fasten
      • - fasten one's seat belt
      • - fasten your seatbelt
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pink appeal aerily phase cheater frontal fresh drive frederica frazzle fragmentary unfortunately forthright manner formal attire force out forbiddance مصونیت سیاسی مستملکه مسامحه مرواریدی ننگ پیراهن تنگ پیچاندن چوچوله کارتنک کلب نسترن گل محمدی مخلوق مرغزار معرفت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.