آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مرداد ۱۴۰۴

      Rope

      roʊp rəʊp

      گذشته‌ی ساده:

      roped

      شکل سوم:

      roped

      سوم‌شخص مفرد:

      ropes

      وجه وصفی حال:

      roping

      شکل جمع:

      ropes

      معنی rope | جمله با rope

      noun countable B2

      طناب، رسن، ریسمان

      rope, طناب، رسن، ریسمان

      A rope is stronger than a thread.

      طناب از نخ محکم‌تر است.

      a rope of pearls

      یک رشته مروارید

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a rope of garlic

      یک رشته سیر، سیر به نخ کشیده

      Cook the candy until it ropes.

      آبنبات را بپز تا رشته رشته و چسبناک بشود.

      verb - transitive

      با طناب بستن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      to rope a horse

      اسب را با کمند گرفتن

      The police roped off the scene of the murder.

      پلیس صحنه‌ی قتل را با نرده‌ی طنابی محصور کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They roped the disobedient sailor to the mast.

      ملوان نافرمان را به دکل کشتی طناب‌پیچ کردند.

      He roped his horse to a tree.

      اسب خود را به درختی بست.

      verb - intransitive

      به شکل طناب درآمدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rope

      1. noun cord, line
        Synonyms:
        string thread line twine tape lace strand cable cordage lanyard braiding lasso lariat hawser

      Phrasal verbs

      rope in

      1- با کمند گرفتن 2- (عامیانه) با شیره مالی یا حیله به کاری واداشتن

      Idioms

      give someone enough rope

      (عامیانه) به کسی اختیار و آزادی عمل بیش از ظرفیت او دادن

      give someone plenty of rope

      (عامیانه) به کسی اختیار و آزادی عمل زیاد دادن

      know the ropes

      (عامیانه) راه و چاه را بلد بودن، به رموز کار آشنا بودن

      on the ropes

      1- (مشت‌زنی) ضربه‌خورده و پرت‌شده بر نرده‌ی طنابی 2- (عامیانه) در شرف تباهی، بیچاره

      the end of one's rope

      پایان صبر و حوصله یا استقامت یا چاره‌جویی، رسیدن کارد به استخوان

      سوال‌های رایج rope

      گذشته‌ی ساده rope چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rope در زبان انگلیسی roped است.

      شکل سوم rope چی میشه؟

      شکل سوم rope در زبان انگلیسی roped است.

      شکل جمع rope چی میشه؟

      شکل جمع rope در زبان انگلیسی ropes است.

      وجه وصفی حال rope چی میشه؟

      وجه وصفی حال rope در زبان انگلیسی roping است.

      سوم‌شخص مفرد rope چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rope در زبان انگلیسی ropes است.

      ارجاع به لغت rope

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rope» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rope

      لغات نزدیک rope

      • - rootstock
      • - rooty
      • - rope
      • - rope in
      • - rope-a-dope
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      FAQ gatekeeper rush daily late fart lingonberry martyrdom materialistic matinee matrimony mauna loa mayan mechanism medical پیکر پیگیر چادر مسافرتی چای کوهی چرخش چسبناک چشم به راه بودن گاز زدن لجباز لذت بردن لغت‌نامه لوس کردن لیتر لیمو ماست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.