آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مرداد ۱۴۰۴

      Affix

      ˈæfɪks əˈfɪks ˈæfɪks əˈfɪks

      گذشته‌ی ساده:

      affixed

      شکل سوم:

      affixed

      سوم‌شخص مفرد:

      affixes

      وجه وصفی حال:

      affixing

      شکل جمع:

      affixes

      معنی affix | جمله با affix

      verb - transitive formal

      پیوستن، ضمیمه کردن، الصاق کردن، چسباندن

      They affixed a label indicating the contents of the box.

      آن‌ها برچسبی الصاق کردند که محتوای جعبه را نشان می‌داد.

      He affixed his signature to the letter.

      او نامه را به امضای خود موشح کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to affix a label to a bottle

      روی یک بطری برچسب زدن

      verb - transitive

      زبان‌شناسی اضافه کردن (پیشوند یا پسوند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The prefix “un-” is affixed to many adjectives to form their opposites.

      پیشوند «un-» به بسیاری از صفات اضافه می‌شود تا متضاد آن‌ها ساخته شود.

      Students learned how to affix letters to root words to create new vocabulary.

      دانش‌آموزان یاد گرفتند چگونه حروف را به ریشه‌ی کلمات اضافه کنند تا واژگان جدید بسازند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      A title of honor was affixed to his name.

      یک لقب اشرافی دنبال اسمش بود.

      noun countable

      زبان‌شناسی پیشوند، پسوند

      Adding an affix can completely change the meaning of a word.

      اضافه کردن پیشوند یا پسوند به کلمه، می‌تواند معنی آن را کاملاً تغییر دهد.

      The affixes un- and -less are often used to make negative words, such as "unhappy" and "careless".

      پیشوند «un-» و پسوند «-less» اغلب برای ساخت کلمات منفی مانند «unhappy» و «careless» استفاده می‌شوند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد affix

      1. verb attach or stick
        Synonyms:
        add join put on attach fasten glue paste bind tack on tag on append annex tack tag hitch on slap on subjoin rivet
        Antonyms:
        detach loosen let go

      سوال‌های رایج affix

      گذشته‌ی ساده affix چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده affix در زبان انگلیسی affixed است.

      شکل سوم affix چی میشه؟

      شکل سوم affix در زبان انگلیسی affixed است.

      شکل جمع affix چی میشه؟

      شکل جمع affix در زبان انگلیسی affixes است.

      وجه وصفی حال affix چی میشه؟

      وجه وصفی حال affix در زبان انگلیسی affixing است.

      سوم‌شخص مفرد affix چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد affix در زبان انگلیسی affixes است.

      ارجاع به لغت affix

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «affix» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/affix

      لغات نزدیک affix

      • - affirmative
      • - affirmative action
      • - affix
      • - affixation
      • - affixture
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.