فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Affirmative Action

əˈfɜrːmətɪvˈækʃən əˈfɜːmətɪvˈækʃən
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    تبعیض جبرانی، تبعیض مثبت (تبعیض به نفع کسانی که مورد تبعیض قرار گرفته‌اند)
    • - Critics claim that affirmative action can result in reverse discrimination against certain groups.
    • - منتقدان ادعا می‌کنند که تبعیض جبرانی می‌تواند منجر به تبعیض معکوس علیه گروه‌های خاص شود.
    • - The implementation of affirmative action policies has been a topic of debate and controversy.
    • - اجرای سیاست‌های تبعیض مثبت موضوع بحث و مناقشه بوده است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد affirmative action

  1. noun anti-discrimination program
    Synonyms: anti-discrimination, equal opportunity, equal rights policy, even break, fair hiring, fair hiring practices, fair shake, fair treatment, limited choice, nondiscrimination, positive discrimination, quota system, reverse discrimination

ارجاع به لغت affirmative action

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «affirmative action» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/affirmative-action

لغات نزدیک affirmative action

پیشنهاد بهبود معانی