گذشتهی ساده:
hooked upشکل سوم:
hooked upسومشخص مفرد:
hooks upوجه وصفی حال:
hooking upقرار گذاشتن، ملاقات کردن، شروع به کار کردن (با افراد دیگر)
Let's hook up for coffee tomorrow morning.
فردا صبح برای قهوه قرار بگذاریم.
They hooked up to work on the new project.
آنها برای کار روی پروژهی جدید با هم شروع به کار کردند.
We hooked up after class to study for the exam.
بعداز کلاس برای مطالعهی امتحان قرار گذاشتیم.
رابطه برقرار کردن (رابطهی عاشقانه یا جنسی)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They hooked up after the party.
آنها بعداز مهمانی با هم رابطه برقرار کردند.
He hooked up with his college crush.
او با عشق دانشگاهیاش رابطه برقرار کرد.
We hooked up last summer while traveling.
ما تابستان گذشته هنگام سفر با هم رابطه برقرار کردیم.
If you hook up with someone, use protection.
اگر با کسی رابطه برقرار میکنی، از روشهای محافظتی استفاده کن.
وصل کردن، متصل کردن
Can you hook up the speakers to the amplifier?
میتوانی بلندگوها را به تقویتگر الکترونیکی وصل کنی؟
The engineer hooked up the sensors to the control panel.
مهندس حسگرها را به پنل کنترل متصل کرد.
We need to hook up the new router before we can access the internet.
باید رهیاب جدید را وصل کنیم تا بتوانیم به اینترنت دسترسی پیدا کنیم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hook up» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hook-up