آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ خرداد ۱۴۰۳

      Embed

      ɪmˈbed ɪmˈbed

      گذشته‌ی ساده:

      embedded

      شکل سوم:

      embedded

      سوم‌شخص مفرد:

      embeds

      وجه وصفی حال:

      embedding

      شکل جمع:

      embeds

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از imbed به‌ جای embed استفاده کرد.

      معنی embed | جمله با embed

      verb - transitive adverb C1

      جاسازی کردن

      verb - transitive adverb

      نشاندن، فرو کردن، خواباندن، محاط کردن، دور گرفتن، جادادن، در درون کار کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      to embed tiles in cement

      کاشی را در سیمان کار گذاشتن

      The fossils were embedded in coal.

      سنگواره‌ها در زغال‌سنگ جایگزین شده بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The memory of that accident remained embedded in his mind for years.

      خاطره‌ی آن حادثه سال‌ها در خاطرش نقش بسته بود.

      historical events that have become embedded in legends

      وقایع تاریخی که در افسانه‌ها تجلی می‌کنند (ریشه دوانده‌اند)

      A sweet edible pulp embeds the seed of plums and peaches.

      شفت شیرین و خوراکی هسته‌ی آلو و هلو را در بر می‌گیرد.

      many Latin phrases are embedded in his text

      در متن او عبارت‌های متعدد لاتین هست.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد embed

      1. verb sink, implant
        Synonyms:
        insert put into set lodge plant bury fix install stick in thrust in drive in press plunge fasten deposit tuck in enclose impact pierce ingrain root dig in ram in stuff in inlay infix hammer in
        Antonyms:
        dig up

      سوال‌های رایج embed

      گذشته‌ی ساده embed چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده embed در زبان انگلیسی embedded است.

      شکل سوم embed چی میشه؟

      شکل سوم embed در زبان انگلیسی embedded است.

      شکل جمع embed چی میشه؟

      شکل جمع embed در زبان انگلیسی embeds است.

      وجه وصفی حال embed چی میشه؟

      وجه وصفی حال embed در زبان انگلیسی embedding است.

      سوم‌شخص مفرد embed چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد embed در زبان انگلیسی embeds است.

      ارجاع به لغت embed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «embed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/embed

      لغات نزدیک embed

      • - embay
      • - embayment
      • - embed
      • - embedded
      • - embeddedness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.