گذشتهی ساده:
stayed putشکل سوم:
stayed putسومشخص مفرد:
stays putوجه وصفی حال:
staying putدر جای خود ماندن، جم نخوردن، حرکت نکردن، تکان نخوردن، آب از آب تکان نخوردن، کاری نکردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She told the children to stay put while she went to find their toys.
او به بچهها گفت جم نخورند تا او برود اسباببازیهایشان را پیدا کند.
While urban populations tend to be highly mobile, rural communities often exhibit a greater propensity for residents to stay put for extended periods.
درحالیکه جمعیتهای شهری تمایل به تحرک بالا دارند، جوامع روستایی اغلب تمایل بیشتری برای ساکنان نشان میدهند که برای دورههای طولانی در جای خود بمانند.
Despite the strong wind, the tent poles managed to stay put.
باوجود باد شدید، میلههای چادر توانستند سر جای خود بمانند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «stay put» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stay-put