آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ فروردین ۱۴۰۳

      Leash

      liːʃ liːʃ

      گذشته‌ی ساده:

      leashed

      شکل سوم:

      leashed

      سوم‌شخص مفرد:

      leashes

      وجه وصفی حال:

      leashing

      شکل جمع:

      leashes

      معنی leash | جمله با leash

      noun countable

      قلاده

      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      In the park, keep your dog on a leash!

      سگ خود را با قلاده به پارک بیاورید!

      She firmly grasped the leash.

      قلاده را محکم گرفت.

      noun

      جانورشناسی سه (مجموعه‌ای از سه حیوان مانند تازی یا روباه یا خرگوش)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      The leash of hares darted across the field.

      سه خرگوش در سراسر مزرعه می‌چرخیدند.

      As the sun set, the leash of greyhounds eagerly awaited their evening run.

      با غروب خورشید، سه سگ تازی مشتاقانه منتظر دویدن عصرشان بود.

      noun

      مجموعه‌ی سه‌تایی، دسته‌ی سه‌تایی

      She bought a leash of colorful balloons for the party.

      یک مجموعه‌ی سه‌تایی بادکنک رنگارنگ برای مهمانی خرید.

      The chef prepared a leash of delectable appetizers for the guests.

      سرآشپز یک دسته‌ی سه‌تایی پیش‌غذای لذیذ برای مهمانان آماده کرد.

      verb - transitive

      قلاده زدن، افسار بستن

      The dog was securely leashed to a tree.

      سگ را محکم به یک درخت بسته بودند.

      She gently leashed her puppy.

      او به‌آرامی به توله‌سگش قلاده زد.

      verb - transitive

      مجازی مهار کردن

      a plan to keep floods in leash

      طرحی برای مهار کردن سیل

      I tried to leash my anger.

      کوشیدم خشمم را مهار کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد leash

      1. noun rein
        Synonyms:
        control check restraint curb hold deterrent lead chain rope cord strap tether bridle
      1. verb rein, hold
        Synonyms:
        restrain control check curb hold back suppress secure tie fetter tether fasten tie up shackle hamper trammel hobble clog bridle entrammel hog-tie
        Antonyms:
        release let go

      Collocations

      hold in leash

      مهار کردن، لگام زدن، تحت کنترل درآوردن

      Idioms

      strain at the leash

      ناآرام بودن، ناشکیبایی کردن

      (عامیانه) برای کسب آزادی بیشتر تقلا کردن، برای پاره کردن مهار خود کوشیدن

      سوال‌های رایج leash

      گذشته‌ی ساده leash چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده leash در زبان انگلیسی leashed است.

      شکل سوم leash چی میشه؟

      شکل سوم leash در زبان انگلیسی leashed است.

      شکل جمع leash چی میشه؟

      شکل جمع leash در زبان انگلیسی leashes است.

      وجه وصفی حال leash چی میشه؟

      وجه وصفی حال leash در زبان انگلیسی leashing است.

      سوم‌شخص مفرد leash چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد leash در زبان انگلیسی leashes است.

      ارجاع به لغت leash

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «leash» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/leash

      لغات نزدیک leash

      • - leasehold
      • - leaseholder
      • - leash
      • - leasing
      • - least
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.