آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ آذر ۱۴۰۲

      Strap

      stræp stræp

      گذشته‌ی ساده:

      strapped

      شکل سوم:

      strapped

      سوم‌شخص مفرد:

      straps

      وجه وصفی حال:

      strapping

      شکل جمع:

      straps

      معنی strap | جمله با strap

      noun countable C2

      تسمه، بند، نوار (ساعت و لباس و کیف و غیره)

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a leather strap

      تسمه‌ی چرمی

      The watch had a broken strap, so she had to replace it.

      بند ساعت پاره شده بود، بنابراین مجبور شد آن را تعویض کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He unfastened her bra strap.

      بند سوتین او را باز کرد.

      verb - transitive

      بستن، محکم کردن، سفت کردن (با تسمه)، تسمه‌پیچ کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He was strapped to a chair.

      او را به صندلی تسمه‌پیچ کرده بودند.

      She strapped the baby into the car seat.

      نوزاد را به صندلی ماشین بست.

      verb - transitive

      شلاق زدن

      He knew if he lied his father would strap him.

      می‌دانست که اگر دروغ بگوید پدرش او را شلاق خواهد زد.

      The headmaster would strap students who were caught cheating on exams.

      مدیر مدرسه به دانش‌آموزانی که در امتحان تقلب می‌کردند شلاق می‌زد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد strap

      1. noun long piece of material
        Synonyms:
        tie band belt thong leash switch whip strop harness

      سوال‌های رایج strap

      گذشته‌ی ساده strap چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده strap در زبان انگلیسی strapped است.

      شکل سوم strap چی میشه؟

      شکل سوم strap در زبان انگلیسی strapped است.

      شکل جمع strap چی میشه؟

      شکل جمع strap در زبان انگلیسی straps است.

      وجه وصفی حال strap چی میشه؟

      وجه وصفی حال strap در زبان انگلیسی strapping است.

      سوم‌شخص مفرد strap چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد strap در زبان انگلیسی straps است.

      ارجاع به لغت strap

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «strap» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/strap

      لغات نزدیک strap

      • - strangulation
      • - strangury
      • - strap
      • - strap hinge
      • - straphanger
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      current conk out benefit come forward legend custom transitively decrease claim tyke deliquesce practice superhuman promise node کرایه کوانتوم کوارتز کوبا فلسفی گیاه رونده افعی افت کردن طمعکار اشغالگر اعصاب اعلان اقیانوس انقطاع اپیدمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.