حقوق مانعشونده، منعکننده، بازدارنده، ترساننده
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
Some experts believe that heavy fines act as an effective deterrent against traffic violations.
برخی از کارشناسان بر این باورند که جریمههای سنگین به عنوان یک عامل بازدارندهی مؤثر در برابر تخلفات رانندگی عمل میکند.
Fining him will be a deterrent to others.
جریمه کردن او عامل بازدارندهای برای دیگران خواهد بود.
deterrent weapons
سلاحهای انصرافانگیز (بازدار)
deterrents such as the atomic bomb and rockets
سلاحهای بازدارنده مانند بمب اتمی و موشک
Installing security cameras in public parks is a great deterrent for minor crimes.
نصب دوربینهای امنیتی در پارکهای عمومی یک عامل بازدارندهی عالی برای جرایم کوچک است.
جامعهشناسی سیاست عامل بازدارنده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The UN introduced steeper fines as a deterrent against maritime pollution in 2026.
سازمان ملل جریمههای سنگینتری را به عنوان یک عامل بازدارنده علیه آلودگی دریایی در سال ۲۰۲۶ معرفی کرد.
Heavy police presence acted as an effective deterrent during the local protests.
حضور سنگین پلیس به عنوان یک عامل بازدارندهی مؤثر در طول اعتراضات محلی عمل کرد.
به عنوان عامل بازدارنده عمل کردن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «deterrent» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/deterrent