آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Assign

    əˈsaɪn əˈsaɪn

    گذشته‌ی ساده:

    assigned

    شکل سوم:

    assigned

    سوم‌شخص مفرد:

    assigns

    وجه وصفی حال:

    assigning

    معنی assign | جمله با assign

    verb - transitive C1

    واگذار کردن، ارجاع کردن، تعیین کردن، مقرر داشتن، گماشتن

    He played the role assigned to him very well.

    نقشی را که به او محول شده بود، خیلی خوب اجرا کرد.

    I was assigned to watch the road.

    مقرر شده بود که من جاده را بپایم.

    verb - transitive

    اختصاص دادن، تخصیص دادن، بخش کردن، قلمداد کردن، ذکر کردن، تعیین کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The bed assigned to me was large but uncomfortable.

    تختخوابی که برای من تعیین شده بود، بزرگ بود ولی راحت نبود.

    They assigned a day for Thanksgiving.

    آن‌ها یک روز را به شکرگزاری تخصیص دادند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The teacher assigned a new lesson for tomorrow.

    معلم درس تازه‌ای را برای فردا تکلیف کرد.

    Jealousy was assigned as the motive for that crime.

    حسادت به عنوان انگیزه‌ی آن جنایت قلمداد شد.

    to assign human attributes to an inanimate object

    قائل شدن ویژگی‌های انسانی برای جسم بی‌جان

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد assign

    1. verb select and give a responsibility
      Synonyms:
      select appoint name designate nominate elect authorize allow delegate commission charge entrust commit ascribe attribute impute credit refer attach tag tab pin on hold responsible hire enroll empower ordain cast draft deputize accredit slot reference download downlink
    1. verb set apart for a reason
      Synonyms:
      give allocate distribute divide hand out designate specify earmark allot appropriate prescribe determine fix appoint hand over mete grant consign detail relegate dish out fork out shell out
      Antonyms:
      keep

    لغات هم‌خانواده assign

    noun
    assignment
    verb - transitive
    assign

    سوال‌های رایج assign

    گذشته‌ی ساده assign چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده assign در زبان انگلیسی assigned است.

    شکل سوم assign چی میشه؟

    شکل سوم assign در زبان انگلیسی assigned است.

    وجه وصفی حال assign چی میشه؟

    وجه وصفی حال assign در زبان انگلیسی assigning است.

    سوم‌شخص مفرد assign چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد assign در زبان انگلیسی assigns است.

    ارجاع به لغت assign

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «assign» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/assign

    لغات نزدیک assign

    • - assiduity
    • - assiduous
    • - assign
    • - assignability
    • - assignable
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.