گذشتهی ساده:
ascribedشکل سوم:
ascribedسومشخص مفرد:
ascribesوجه وصفی حال:
ascribingنسبت دادن، منتسب کردن، ناشی بودن، اسناد دادن، دانستن، حمل کردن (بر)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Researchers often ascribe the decline in biodiversity to anthropogenic activities such as habitat destruction and pollution.
محققان اغلب کاهش تنوع زیستی را به فعالیتهای انسانساز مانند تخریب زیستگاه و آلودگی نسبت میدهند.
headaches which may be ascribed to stress
سردردهایی که ممکن است ناشی از فشار روانی باشد
It is wrong to ascribe all our problems to the war.
اشتباه است که همهی مشکلات خود را برای جنگ بدانیم.
The virtues ascribed to Fatima.
فضیلتهایی که به فاطمه نسبت داده میشوند.
Some economists ascribe the recent economic downturn primarily to fluctuating global oil prices rather than domestic policy.
برخی اقتصاددانان رکود اقتصادی اخیر را عمدتاً به نوسانات قیمت جهانی نفت نسبت میدهند تا سیاستهای داخلی.
the poetry ascribed to Daghighi
اشعار منتسب به دقیقی
گذشتهی ساده ascribe در زبان انگلیسی ascribed است.
شکل سوم ascribe در زبان انگلیسی ascribed است.
وجه وصفی حال ascribe در زبان انگلیسی ascribing است.
سومشخص مفرد ascribe در زبان انگلیسی ascribes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ascribe» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ascribe