فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Annotation

ˌænoʊˈteɪʃn̩ ˌænəʊˈteɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    annotations

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • noun
    یادداشت (در حاشیه)، حاشیه‌نویسی، تفسیر
  • noun
    حاشیه نویسی
    • - Sometimes, the late professor Gharib's annotations are more interesting than the text itself.
    • - گاهی حاشیه‌نویسی‌های مرحوم استاد قریب از خود متن جالب‌تر است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد annotation

  1. noun explanatory note
    Synonyms: comment, commentary, definition, elucidation, exegesis, explanation, explication, footnote, gloss, glossary, illustration, interpretation, note, observation
    Antonyms: blank

ارجاع به لغت annotation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «annotation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/annotation

لغات نزدیک annotation

پیشنهاد بهبود معانی