آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

      Massage

      məˈsɑːʒ ˈmæsɑːʒ

      گذشته‌ی ساده:

      massaged

      شکل سوم:

      massaged

      سوم‌شخص مفرد:

      massages

      وجه وصفی حال:

      massaging

      شکل جمع:

      massages

      معنی massage | جمله با massage

      verb - transitive B1

      ماساژ دادن، مشت‌ومال دادن، مالش دادن

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      The therapist advised the patient to gently massage the injured joint daily to improve flexibility and reduce swelling, as part of the rehabilitation process.

      درمانگر به بیمار توصیه کرد که به‌عنوان بخشی از روند توان‌بخشی، مفصل آسیب‌دیده را روزانه به‌آرامی ماساژ دهد تا انعطاف‌پذیری را بهبود بخشد و تورم را کاهش دهد.

      Massage the painful muscles gently and put a hot towel on them.

      عضلات دردناک را به‌آرامی مالش بدهید و حوله‌ی داغی روی آن‌ها بگذارید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Participants in the wellness workshop learned various techniques to massage their own hands and feet to relieve tension accumulated throughout the day.

      شرکت‌کنندگان در کارگاه سلامت، تکنیک‌های مختلفی را برای مشت‌ومال دادن دست و پای خود برای رهایی از تنش‌های انباشته‌شده در طول روز آموختند.

      verb - transitive C1

      دستکاری کردن، تغییر دادن (اطلاعات و آمار به نفع خود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Critics argue that the government attempted to massage the unemployment figures prior to the election, presenting a more favorable economic outlook.

      منتقدان استدلال می‌کنند که دولت تلاش کرد آمار بیکاری را قبل‌از انتخابات دستکاری کند و چشم‌انداز اقتصادی مطلوب‌تری را ارائه دهد.

      The auditor discovered that the firm had tried to massage the expense accounts to reduce their tax liability, a practice that is both unethical and illegal.

      حسابرس کشف کرد که شرکت سعی کرده بود حساب‌های هزینه را برای کاهش بدهی مالیاتی خود تغییر دهد، رویه‌ای که هم غیراخلاقی و هم غیرقانونی است.

      noun countable uncountable B2

      ماساژ، مشت‌ومال، مالش

      Regular massage can be a beneficial complementary therapy for individuals experiencing chronic musculoskeletal pain, as it may help improve circulation and reduce muscle tension.

      ماساژ منظم می‌تواند یک درمان مکمل مفید برای افراد مبتلا به درد مزمن اسکلتی-عضلانی باشد؛ زیرا ممکن است به بهبود گردش خون و کاهش گرفتگی عضلانی کمک کند.

      The efficacy of various massage techniques in promoting athletic recovery and preventing injuries is a subject of ongoing research within sports science.

      اثربخشی تکنیک‌های مختلف ماساژ در افزایش ریکاوری ورزشی و جلوگیری از آسیب‌دیدگی، موضوع تحقیقات جاری در علوم ورزشی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Participants in the study reported a significant reduction in stress levels after receiving a series of weekly therapeutic massage sessions.

      شرکت‌کنندگان در این مطالعه پس‌از دریافت یک‌سری جلسات ماساژدرمانی هفتگی، کاهش قابل توجهی در سطح استرس گزارش کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد massage

      1. noun kneading of body parts
        Synonyms:
        rubbing stroking rubbing-down back rub beating manipulation chirapsia rolfing
      1. verb knead body parts
        Synonyms:
        rub stroke pat press caress stimulate rub down push manipulate rolf

      Idioms

      send a massage

      (عامیانه) اشاره کردن، با ایما و اشاره فهماندن

      سوال‌های رایج massage

      گذشته‌ی ساده massage چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده massage در زبان انگلیسی massaged است.

      شکل سوم massage چی میشه؟

      شکل سوم massage در زبان انگلیسی massaged است.

      شکل جمع massage چی میشه؟

      شکل جمع massage در زبان انگلیسی massages است.

      وجه وصفی حال massage چی میشه؟

      وجه وصفی حال massage در زبان انگلیسی massaging است.

      سوم‌شخص مفرد massage چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد massage در زبان انگلیسی massages است.

      ارجاع به لغت massage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «massage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/massage

      لغات نزدیک massage

      • - Massacre of the Innocents
      • - massacrer
      • - massage
      • - massage parlor
      • - massasauga
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.