ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Caress

kəˈres kəˈres
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    caressed
  • شکل سوم:

    caressed
  • سوم شخص مفرد:

    caresses
  • وجه وصفی حال:

    caressing
  • شکل جمع:

    caresses

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun verb - transitive
    نوازش، دلجویی، دلنوازی کردن، در آغوش کشیدن
    • - The mother caressed the crying girl's hair.
    • - مادر گیسوی دختر گریان را نوازش داد.
    • - Two lovers were caressing on the park bench.
    • - دو دلداده روی نیمکت پارک ماچ و بوسه می‌کردند.
    • - a loving caress
    • - نوازش عاشقانه
    • - As we entered the hall, the sound of music and singing caressed our ears.
    • - وارد تالار که شدیم صدای ساز و آواز گوشمان را نوازش داد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد caress

  1. noun loving touch
    Synonyms: cuddle, embrace, endearment, feel, fondling, hug, kiss, pat, pet, petting, snuggle, squeeze, stroke
  2. verb touch lovingly
    Synonyms: bear hug, brush, buss, clinch, clutch, coddle, cosset, cuddle, dandle, embrace, feel, fondle, graze, handle, hug, kiss, make love, massage, mug, neck, nestle, nuzzle, pat, pet, play around, rub, squeeze, stroke, toy

ارجاع به لغت caress

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «caress» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/caress

لغات نزدیک caress

پیشنهاد بهبود معانی
دریافت فست دیکشنری از طریق اپ‌استور دریافت فست دیکشنری به‌صورت مستقیم