آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ آذر ۱۴۰۳

      Toy

      tɔɪ tɔɪ

      گذشته‌ی ساده:

      toyed

      شکل سوم:

      toyed

      سوم‌شخص مفرد:

      toys

      وجه وصفی حال:

      toying

      شکل جمع:

      toys

      معنی toy | جمله با toy

      noun countable A2

      اسباب‌بازی (وسیله‌ی بازی و سرگرمی کودکان)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      She bought a toy for her little brother.

      او برای برادر کوچکش اسباب‌بازی خرید.

      The child played happily with her new toy.

      کودک با خوشحالی با اسباب‌بازی جدیدش بازی می‌کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She received a new toy for her birthday.

      او برای تولدش اسباب‌بازی جدیدی دریافت کرد.

      She found two toy soldiers buried in the sand at the beach.

      او دو سرباز اسباب‌بازی را پیدا کرد که در شن‌های ساحل مدفون شده بودند.

      A toy train chugged around the Christmas tree.

      قطار اسباب‌بازی دور درخت کریسمس چرخید.

      noun countable

      وسیله‌ی سرگرمی، ابزار تفریحی (وسیله‌ای که افراد بزرگ‌سال از آن برای تفریح و سرگرمی استفاده می‌کنند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      My older brother's favorite toy is a remote-controlled car.

      وسیله‌ی سرگرمی موردعلاقه‌ی برادر بزرگم ماشین کنترل‌دار است.

      His collection of toys has grown over the years.

      مجموعه‌ی ابزارهای تفریحی او در طی این سال‌ها افزایش یافته است.

      verb - intransitive

      ور رفتن، بازی‌بازی کردن

      The sick child was toying with his food.

      کودک بیمار با غذای خود ور می‌رفت.

      They toyed with the smart watch, trying to figure out how it worked.

      آن‌ها با ساعت هوشمند ور می‌رفتند و سعی می‌کردند بفهمند چگونه کار می‌کند.

      verb - intransitive

      به بازی گرفتن (احساسات، عواطف و شخصیت کسی را بازیچه کردن)

      He is not going to marry you, he is just toying with you.

      او با تو ازدواج نخواهد کرد و صرفاً تو را به بازی گرفته است.

      She toyed with her husbands's heart, never committing to a serious relationship.

      او قلب شوهرش را به بازی گرفت و هرگز به رابطه‌ای جدی متعهد نشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد toy

      1. noun entertainment article
        Synonyms:
        game doll trifle trinket bauble plaything knickknack novelty curio
      1. verb play with
        Synonyms:
        play play around fool around mess around tease fool dally flirt sport jest trifle amuse oneself play games pet dandle coquet lead on string along fiddle wanton cosset
        Antonyms:
        work

      سوال‌های رایج toy

      گذشته‌ی ساده toy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده toy در زبان انگلیسی toyed است.

      شکل سوم toy چی میشه؟

      شکل سوم toy در زبان انگلیسی toyed است.

      شکل جمع toy چی میشه؟

      شکل جمع toy در زبان انگلیسی toys است.

      وجه وصفی حال toy چی میشه؟

      وجه وصفی حال toy در زبان انگلیسی toying است.

      سوم‌شخص مفرد toy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد toy در زبان انگلیسی toys است.

      ارجاع به لغت toy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «toy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/toy

      لغات نزدیک toy

      • - toxophily
      • - toxoplasmosis
      • - toy
      • - toy with an idea
      • - toyer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      apo be bin cath pachuco chrono- cis co-op retina plan hydroxy icosi- il imino infra سماط سوهان خوش‌سازمان داروی هوش‌بری در چنگال درم‌سرا دره‌گذر دسی‌لیتر دل‌شادی دی‌اکسید دیدافزار رطوبت‌سنج رقص‌آرایی رنگ‌رفتگی رویداد ساختگی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.