با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Knickknack

American: ˈnɪkˌnæk British: ˈnɪkˌnæk
آخرین به‌روزرسانی:
  • noun
    خرت‌وپرت، چیز قشنگ و کم‌بها، (عامیانه) بازیچه کوچک
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد knickknack

  1. noun trinket; decorative piece
    Synonyms: bagatelle, bauble, bibelot, bric-a-brac, conversation piece, curio, curiosity, device, embellishment, flummery, frill, furbelow, gadget, miniature, notion, novelty, objet d’art, ornament, plaything, showpiece, souvenir, thingamajig, toy, trapping, trifle, whatnot, whimsy

ارجاع به لغت knickknack

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «knickknack» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/knickknack

لغات نزدیک knickknack

پیشنهاد و بهبود معانی