گذشتهی ساده:
huggedشکل سوم:
huggedسومشخص مفرد:
hugsوجه وصفی حال:
huggingشکل جمع:
hugsدر آغوش گرفتن، بغل کردن، محکم گرفتن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I hug you firmly, hoping it may bring some comfort to your pain.
محکم بغلت میکنم، به این امید که شاید کمی تسکین دردت باشد.
Those who had migrated returned to the country and hugged their loved ones.
کسانی که مهاجرت کرده بودند به کشور بازگشتند و عزیزان خود را در آغوش گرفتند.
to give someone a hug
کسی را در بغل گرفتن
They hugged each other in sympathy.
آنها به نشانهی همدردی یکدیگر را در آغوش گرفتند.
Every morning my father would hug and kiss me.
هر بامداد پدرم مرا بغل میکرد و میبوسید.
The monkey hugged her baby.
میمون نوزاد خود را در آغوش گرفت.
The bear hugged its trainer to death.
خرس مربی خود را آنقدر در بغل فشرد که مرد.
The aroma of roses hugged everyone who entered the house.
بوی گل محمدی همهی آنهایی را که به خانه وارد میشدند دربر میگرفت.
He still hugs his belief in ghosts.
او هنوز هم اعتقاد خود به ارواح را ول نکرده است.
a figure-hugging dress
جامهی چسبان
Our ship hugged the coast all the way to Alaska.
کشتی ما در تمام مسیر آلاسکا در راستای کرانه حرکت میکرد.
The road hugs the river.
جاده در راستای رودخانه است.
She gave a hug to her mother, said good night, and went to bed.
مادرش را در بغل فشرد، شب بخیر گفت و به بستر رفت.
گذشتهی ساده hug در زبان انگلیسی hugged است.
شکل سوم hug در زبان انگلیسی hugged است.
شکل جمع hug در زبان انگلیسی hugs است.
وجه وصفی حال hug در زبان انگلیسی hugging است.
سومشخص مفرد hug در زبان انگلیسی hugs است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hug» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hug