آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آذر ۱۴۰۳

      Cradle

      ˈkreɪdl ˈkreɪdl

      معنی cradle | جمله با cradle

      noun countable

      گهواره، مهد

      cradle, گهواره، مهد
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      seek knowledge from your cradle to your grave

      ز گهواره تا گور دانش بجوی

      I placed the baby in the cradle.

      بچه را در گهواره قرار دادم.

      noun countable

      شارژر بی‌سیم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      The cradle for my phone is missing, so I can't recharge it.

      شارژر بی‌سیم گوشی من گم‌ شده است، بنابراین نمی‌توانم آن را شارژ کنم.

      The cradle is designed to fit multiple types of devices.

      شارژر بی‌سیم به‌طوری طراحی شده است که انواع دستگاه‌ها را در خود جای دهد.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی چوب‌بست، داربست، تکیه‌گاه

      The workers built a scaffold to reach the top of the building.

      کارگران برای رسیدن به بالای ساختمان داربستی ساختند.

      The cradle was made of wood.

      داربست از چوب ساخته شده بود.

      verb - transitive

      در آغوش گرفتن

      The mother gently rocked the baby in her cradle.

      مادر به‌آرامی نوزاد را در آغوشش گرفت.

      He cradled him tenderly in her arms.

      او را با مهربانی در آغوشش گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cradle

      1. noun small bed for baby
        Synonyms:
        crib cot bassinet baby bed Moses basket trundle bed hamper pannier
      1. noun early childhood; origins
        Synonyms:
        origin beginning source infancy babyhood nursery birthplace fountainhead spring fount wellspring nativity ultimate cause
      1. verb hold in arms; nurture
        Synonyms:
        support nurse tend nourish rock lull watch over nestle

      Idioms

      from the cradle to the grave

      از گهواره تا گور، سرتاسر زندگانی، همه‌ی عمر

      rob the cradle

      معشوقه یا همسر بسیار جوانتر از خود گرفتن

      سوال‌های رایج cradle

      معنی cradle به فارسی چی میشه؟

      واژه "cradle" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای متنوعی دارد که در اینجا به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

      ۱. تعریف و معانی

      الف) گهواره:

      اولین و رایج‌ترین معنای "cradle" به معنی گهواره یا محل خواب نوزاد است. این وسیله معمولاً به صورت یک تخت کوچک و متحرک طراحی شده است که برای راحتی نوزادان و خواب بهتر آن‌ها استفاده می‌شود. گهواره‌ها معمولاً دارای طراحی‌های زیبا و جذاب هستند و می‌توانند با حرکات ملایم به نوزاد کمک کنند تا خواب عمیق‌تری داشته باشد.

      ب) نگهدارنده:

      در معنای دیگر، "cradle" به معنای نگهدارنده یا پایه‌ای است که برای حمایت از اشیاء یا ابزارها استفاده می‌شود. به عنوان مثال، در برخی از دستگاه‌ها و تجهیزات، "cradle" به قسمتی اطلاق می‌شود که وسایل در آن قرار می‌گیرند و در حالت ایمن نگه‌داری می‌شوند.

      ج) مهد:

      این واژه همچنین می‌تواند به عنوان "مهد" یا محلی که در آن چیزی به وجود می‌آید یا رشد می‌کند، به کار رود. به عنوان مثال، می‌توان گفت "ایران مهد فرهنگ و هنر است".

      ۲. نکات جالب درباره "cradle"

      - تاریخچه: گهواره‌ها به عنوان یکی از قدیمی‌ترین وسایل خواب برای نوزادان از دوران باستان وجود داشته‌اند. طراحی آن‌ها در طول تاریخ تغییرات زیادی را به خود دیده است، اما هدف اصلی آن‌ها همواره راحتی و امنیت نوزادان بوده است.

      - طراحی: برخی گهواره‌ها دارای قابلیت‌های خاصی هستند، مانند قابلیت تکان خوردن، موزیکال بودن و حتی برخی از آن‌ها دارای تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای هستند که می‌توانند حرکات طبیعی را شبیه‌سازی کنند.

      - در زبان‌های دیگر: واژه "cradle" در زبان‌های دیگر نیز معانی مشابهی دارد. به عنوان مثال در زبان فارسی، معادل آن "گهواره" است که به وضوح نشان دهنده ارتباط معنایی این دو واژه است.

      - استفاده در علم: در علم، واژه "cradle" به عنوان یک اصطلاح فنی نیز به کار می‌رود. به طور مثال، در مهندسی و فیزیک، "cradle" می‌تواند به ساختارهایی اشاره کند که برای نگهداری یا حمایت از تجهیزات حساس طراحی شده‌اند.

      ۳. کاربردها

      الف) ادبیات: واژه "cradle" در ادبیات و شعر نیز به کار می‌رود و می‌تواند نمادی از آغاز، رشد و حفاظت باشد. شاعران معمولاً از این واژه برای توصیف احساسات عمیق و انسانی استفاده می‌کنند.

      ب) موسیقی: در موسیقی، "cradle" می‌تواند به عنوان تمی برای خلق آهنگ‌هایی درباره نوزادان و مادران به کار رود. بسیاری از لالایی‌ها به تصویر کشیدن آرامش و امنیتی است که گهواره برای نوزادان فراهم می‌آورد.

      ارجاع به لغت cradle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cradle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cradle

      لغات نزدیک cradle

      • - crackup
      • - cracky
      • - cradle
      • - cradlesong
      • - craft
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.