آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مهر ۱۴۰۴

      Birthplace

      ˈbɜrːθpleɪs ˈbɜːθpleɪs

      معنی birthplace | جمله با birthplace

      noun

      زادبوم، مولد، تولدگاه، زادگاه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      My parent's birthplace is Tabriz.

      زادگاه والدینم تبریز است.

      Palestine is the birthplace of Christianity.

      فلسطین آغازگاه مذهب مسیحیت است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد birthplace

      1. noun place of birth
        Synonyms:
        place of origin one's country native land native home country of origin fatherland motherland

      سوال‌های رایج birthplace

      معنی birthplace به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی birthplace در زبان فارسی به «زادگاه» یا «محل تولد» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای اشاره به مکانی به کار می‌رود که شخص در آن متولد شده است. زادگاه معمولاً به عنوان بخشی از هویت فردی، فرهنگی و تاریخی هر انسان محسوب می‌شود و تأثیرات زیادی بر تربیت، آداب و رسوم و حتی نگرش فرد دارد.

      یکی از ویژگی‌های birthplace این است که نه تنها یک مکان فیزیکی است، بلکه حامل ارزش‌ها و خاطرات شخصی و فرهنگی نیز می‌باشد. بسیاری از مردم نسبت به زادگاه خود حس تعلق و وفاداری دارند و این مکان را نقطه شروع زندگی و شکل‌گیری هویت خود می‌دانند. ارتباط عاطفی با زادگاه می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های زندگی، انتخاب محل زندگی و حتی فعالیت‌های اجتماعی تأثیرگذار باشد.

      از نظر اجتماعی و فرهنگی، birthplace نقش مهمی در ایجاد ارتباط میان افراد و جوامع دارد. زادگاه‌ها اغلب نماد فرهنگ، زبان، سنت‌ها و تاریخ یک منطقه هستند و هویت جمعی ساکنان آن را شکل می‌دهند. مراسم، جشن‌ها و نمادهای محلی اغلب با زادگاه افراد مرتبط است و باعث حفظ میراث فرهنگی و انتقال آن به نسل‌های بعدی می‌شود.

      در مکالمات روزمره، birthplace می‌تواند به عنوان یک اطلاعات شخصی برای معرفی فرد استفاده شود. هنگام پر کردن فرم‌ها، ارائه رزومه یا معرفی خود، سؤال درباره‌ی birthplace به منظور شناخت پیش‌زمینه، فرهنگ و ریشه‌های فرد مطرح می‌شود. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی اهمیت محل تولد در زندگی شخصی و اجتماعی افراد است.

      birthplace فراتر از یک مکان صرف است و نمادی از آغاز زندگی، هویت و ارتباط فرهنگی انسان با محیط و جامعه خود محسوب می‌شود. درک این مفهوم به افراد کمک می‌کند تا ارزش مکان تولد و تأثیر آن بر شخصیت و روابط اجتماعی را بهتر بشناسند و اهمیت حفظ و احترام به میراث فرهنگی و تاریخی زادگاه‌ها را درک کنند.

      ارجاع به لغت birthplace

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «birthplace» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/birthplace

      لغات نزدیک birthplace

      • - birthday blues
      • - birthmark
      • - birthplace
      • - birthrate
      • - birthright
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.