آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ شهریور ۱۴۰۴

      Tend

      tend tend

      گذشته‌ی ساده:

      tended

      شکل سوم:

      tended

      سوم‌شخص مفرد:

      tends

      وجه وصفی حال:

      tending

      معنی tend | جمله با tend

      verb - intransitive B2

      تمایل داشتن، میل کردن، گرایش داشتن، عادت داشتن، معمولاً … بودن غالباً … بودن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Modern designs tend to simplicity.

      طرح‌های جدید به‌ سادگی تمایل دارند.

      He tends towards extreme views.

      او نسبت به عقاید افراطی گرایش دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This motor tends to overheat.

      این موتور زود داغ می‌شود.

      You mind your own business and I'll tend to mine.

      تو سرت به کار خودت باشد و من هم به کارهای خودم می‌رسم (در کار من دخالت نکن).

      This road tends south.

      این جاده رو به جنوب است (به جنوب می‌رود).

      This kind of attitude tends to defeat.

      اینگونه طرز برخورد به شکست خواهد انجامید.

      verb - transitive formal

      مراقبت کردن، پرستاری کردن، رسیدگی کردن، نگهداری کردن، تیمار کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      Who is tending the store in your absence?

      در نبود تو، چه کسی از مغازه مراقبت می‌کند؟

      Farmers must tend their animals every day.

      کشاورزان باید هر روز از حیواناتشان نگهداری کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to tend plants

      گیاه پرورش دادن

      to tend the sick

      از بیماران پرستاری کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tend

      1. verb be apt, likely
        Synonyms:
        be inclined be likely incline lean gravitate drift trend be disposed be liable be conducive be predisposed have a tendency dispose lead favor contribute influence point aim bear head go move turn look impel have an inclination make for move toward conduce result in serve to redound verge on be in the habit of be biased be prejudiced
      1. verb care for
        Synonyms:
        take care of look after watch attend mind manage handle keep protect maintain supervise guard administer oversee nurture foster control serve nurse defend direct see to feed cherish cultivate accomplish perform do safeguard watch over cater to minister to see after shield wait on keep an eye on baby-sit watch out for take under wing keep tabs on ride herd on corral shepherd do for sit
        Antonyms:
        neglect ignore abandon

      Phrasal verbs

      tend on

      خدمت کردن، دست‌به‌سینه جلوی کسی ایستادن، تیمار کردن

      Collocations

      tend to agree

      متمایل به موافق بودن

      tend to disagree

      متمایل به مخالفت بودن، معمولا مخالفت کردن

      سوال‌های رایج tend

      گذشته‌ی ساده tend چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tend در زبان انگلیسی tended است.

      شکل سوم tend چی میشه؟

      شکل سوم tend در زبان انگلیسی tended است.

      وجه وصفی حال tend چی میشه؟

      وجه وصفی حال tend در زبان انگلیسی tending است.

      سوم‌شخص مفرد tend چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tend در زبان انگلیسی tends است.

      ارجاع به لغت tend

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tend» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tend

      لغات نزدیک tend

      • - tenantry
      • - tench
      • - tend
      • - tend on
      • - tend to agree
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.