گذشتهی ساده:
fosteredشکل سوم:
fosteredسومشخص مفرد:
fostersوجه وصفی حال:
fosteringبه سرپرستی گرفتن، به فرزندخواندگی قبول کردن، پرورش دادن، پروراندن، بزرگ کردن (کودک)
Governments should provide incentives for families willing to foster children from overcrowded orphanages.
دولتها باید مشوقهایی برای خانوادههایی که مایل به به سرپرستی گرفتن کودکان از یتیمخانههای پرجمعیت هستند، فراهم کنند.
After the family lost their home, a kind neighbour agreed to foster their son until they recovered.
پساز اینکه خانواده خانهشان را از دست دادند، همسایهای مهربان موافقت کرد که پسرشان را تا بهبود وضعیتشان به فرزندخواندگی قبول کند.
They fostered two orphan girls.
آنها دو دختر یتیم را بزرگ کردند.
The couple had a strong desire to foster children and help them overcome their past traumas.
این زوج تمایل زیادی به پرورش بچهها و کمک به آنها برای غلبه بر آسیبهای گذشتهی خود داشتند.
پرورش دادن، پروراندن، پروبال دادن، ترویج کردن، حمایت کردن، تشویق کردن، تقویت کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Governments should foster innovation through increased funding for research and development.
دولتها باید با افزایش بودجه برای پژوهش و توسعه، نوآوری را پرورش دهند.
Policies that foster sustainable agricultural practices can help secure food supplies for future generations.
سیاستهایی که روشهای کشاورزی پایدار را ترویج میکنند میتوانند تأمین غذای نسلهای آینده را تضمین کنند.
The professor argued that early childhood education programs foster cognitive development more effectively than informal care.
استاد استدلال کرد که برنامههای آموزش دوران کودکی بهطور مؤثرتری از مراقبت غیررسمی رشد شناختی را پرورش میدهند.
The government is trying to foster carpet weaving.
دولت در تلاش است تا قالیبافی را تقویت کند.
to foster discontent
ناخشنودی را پروراندن
–خوانده، نا– (برای اشاره به کسی که از کودکان و معمولاً برای مدتی محدود مراقبت میکند و والد قانونی کودک نیست)
a foster brother
برادرخوانده
a foster parent
ناپدری یا نامادری
مربوط به سرپرستی، سرپرستیگرفتهشده، تحت سرپرستی
Research on educational attainment often overlooks the unique challenges faced by foster children in mainstream schools.
پژوهشهای مربوط به دستاوردهای تحصیلی اغلب چالشهای منحصربهفردی را که کودکان تحت سرپرستی در مدارس عادی با آن مواجهاند، نادیده میگیرند.
The university offers counseling services specifically for students who were foster children.
دانشگاه خدمات مشاورهای ویژهای برای دانشجویانی که در گذشته کودک سرپرستیگرفتهشده بودهاند، ارائه میدهد.
گذشتهی ساده foster در زبان انگلیسی fostered است.
شکل سوم foster در زبان انگلیسی fostered است.
وجه وصفی حال foster در زبان انگلیسی fostering است.
سومشخص مفرد foster در زبان انگلیسی fosters است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «foster» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/foster