آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ دی ۱۴۰۴

      Harbor

      ˈhɑːrbər ˈhɑːbə

      گذشته‌ی ساده:

      harbored

      شکل سوم:

      harbored

      سوم‌شخص مفرد:

      harbors

      وجه وصفی حال:

      harboring

      شکل جمع:

      harbors

      توضیحات:

      حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی harbour است.

      معنی harbor | جمله با harbor

      noun countable uncountable B1

      انگلیسی آمریکایی بندرگاه، لنگرگاه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Fishing boats return to the harbor every evening after a day at sea.

      قایق‌های ماهیگیری هر عصر پس‌از یک روز کار در دریا به بندرگاه بازمی‌گردند.

      The city built a thick wall around the harbor to protect it from rough seas.

      شهر، دیوار ضخیمی دور بندرگاه ساخت تا آن را از دریای خشن محافظت کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Pearl Harbor

      لنگرگاه پرل (هاربور)

      a yacht harbor

      بندرگاه کشتی‌های تفریحی

      verb - transitive

      انگلیسی آمریکایی در سر پروردن، در دل داشتن، نگه داشتن (احساس یا فکر)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He harbored thoughts of vengeance.

      او خیال انتقام را در سر می‌پروراند.

      She harbored feelings of jealousy for years without ever expressing them.

      او سال‌ها، احساس حسادتی در دل داشت بدون اینکه آن را ابراز کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to harbor a grudge

      دشمنی به دل گرفتن

      to harbor suspicion toward strangers

      نسبت به غریبه‌ها سوءظن داشتن

      verb - transitive

      انگلیسی آمریکایی پناه دادن، مخفی کردن

      They harbored German scientists.

      آنان به دانشمندان آلمانی پناه دادند.

      Harboring criminals is a crime.

      پناه دادن به تبهکاران جرم است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The civilians found harbor in an old church.

      غیرنظامیان، کلیسای قدیمی را پناهگاه خود کردند.

      verb - transitive

      انگلیسی آمریکایی زیستگاه چیزی بودن، نگه داشتن، جای دادن، محل رشد شدن، بستری برای چیزی شدن

      Germs harbor in dirt.

      میکروب در کثافت زندگی می‌کند.

      The lake harbors various kinds of fish and birds.

      دریاچه زیستگاه انواع مختلف ماهی و پرنده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد harbor

      1. noun place for storing boats in the water
        Synonyms:
        dock port bay cove pier wharf jetty anchorage mooring inlet haven arm roadstead landing breakwater gulf bight road firth chuck embankment
      1. noun place for seclusion
        Synonyms:
        shelter refuge retreat haven harborage asylum sanctuary security cover port covert sanctum
      1. verb hide, protect
        Synonyms:
        shelter screen defend guard secure shield conceal house lodge accommodate protect safeguard entertain nurse nurture quarter put up relieve board domicile hold back withhold secrete suppress bunk provide refuge
        Antonyms:
        uncover eject let out
      1. verb hold in imagination
        Synonyms:
        believe imagine consider entertain hold retain regard maintain cherish foster nurse nurture cling to brood over
        Antonyms:
        ignore disregard

      سوال‌های رایج harbor

      گذشته‌ی ساده harbor چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده harbor در زبان انگلیسی harbored است.

      شکل سوم harbor چی میشه؟

      شکل سوم harbor در زبان انگلیسی harbored است.

      شکل جمع harbor چی میشه؟

      شکل جمع harbor در زبان انگلیسی harbors است.

      وجه وصفی حال harbor چی میشه؟

      وجه وصفی حال harbor در زبان انگلیسی harboring است.

      سوم‌شخص مفرد harbor چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد harbor در زبان انگلیسی harbors است.

      ارجاع به لغت harbor

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «harbor» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/harbor

      لغات نزدیک harbor

      • - harbin
      • - harbinger
      • - harbor
      • - harbor master
      • - harbor seal
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.