گذشتهی ساده:
bayedشکل سوم:
bayedسومشخص مفرد:
baysوجه وصفی حال:
bayingشکل جمع:
baysجغرافیا خور، خلیج (کوچک)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Seagulls circled above the bay all morning.
مرغان دریایی تمام صبح بالای خور میچرخیدند.
The fishermen returned to the bay at sunset.
ماهیگیران هنگام غروب به خلیج بازگشتند.
The bay freezes over in winter.
خور در زمستان یخ میبندد.
محفظه، فضای نیمهمحصور
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
cargo bay
محفظهی بار
a deer at bay
آهوی در فضای نیمهمحصور
bomb bay
محفظهی بمب (در هواپیما)
درخت گیاهشناسی برگ بو، غار
همچنین میتوان از bay tree استفاده کرد.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی درخت
Add a bay leaf to the soup while it simmers.
هنگام قل زدن سوپ، یک برگ بو اضافه کنید.
Do not eat the bay leaf; it's only for seasoning.
برگ بو را نخورید؛ فقط برای چاشنی است.
a crown of bay
تاجی از برگ بو
I always keep dried bay leaves in my pantry.
من همیشه برگبوهای خشک را در قفسهی آشپزخانه نگه میدارم.
جانورشناسی اسب کهر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی جانورشناسی
The bay won the race by a nose.
اسب کهر با فاصلهی اندک مسابقه را برد.
She groomed the bay before the show.
او قبلاز نمایش، اسب کهر را تمیز کرد.
The bay's black mane flowed in the wind.
یال سیاه اسب کهر در باد میرقصید.
a bay horse
اسب کهر
جانورشناسی زوزه کشیدن، عوعو کردن
Wolves baying at the moon.
گرگهایی که بر ماه زوزه میکشیدند.
The dog bayed all night, keeping the neighbors awake.
آن سگ تمام شب عوعو کرد و همسایهها را بیدار نگه داشت.
He could hear dogs baying in the distance.
او شنید که سگها از دور عوعو میکردند.
Wolves bayed at the full moon.
گرگها به ماه کامل زوزه کشیدند.
We must cooperate to keep chaos at bay.
باید برای جلوگیری از هرجومرج همکاری کنیم.
رنگ قهوهای مایل به قرمز
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی رنگ
She bought a bay leather jacket last winter.
او زمستان گذشته یک کت چرمی قهوهای مایل به قرمز خرید.
He painted the kitchen door a deep bay color.
او درب آشپزخانه را به رنگ قهوهای مایل به قرمز تیره رنگ کرد.
معماری بخش اصلی (در ساختمان)
The church's nave is divided into five bays.
ناو کلیسا به پنج بخش اصلی تقسیم شده است.
Each bay in the warehouse can store two pallets.
هر بخش اصلی در انبار میتواند دو پالت نگهداری کند.
معماری پنجرهی برجسته، پنجرهی جلوآمده
The living room has a large bay that overlooks the garden.
اتاق نشیمن پنجرهی برجستهی بزرگی دارد که به باغ مشرف است.
Light streamed through the bay into the hallway.
نور از پنجرهی جلوآمده به راهرو تابید.
The bay was filled with cushions and potted plants.
پنجرهی برجسته پر از کوسن و گلدان بود.
پایه (برای تجهیزات الکترونیکی)
This chassis includes bays that are hot-swappable for easy maintenance.
این شاسی شامل پایههایی است که در حالت کار برای نگهداری آسان، قابلتعویض هستند.
Label each bay to keep track of installed components.
برای پیگیری قطعات نصبشده، هر پایه را برچسبگذاری کنید.
فریاد کشیدن یا زدن، داد کشیدن یا زدن
The protesters bayed for change outside the parliament.
معترضان بیرون پارلمان برای تغییر فریاد کشیدند.
The mob bayed for blood after the betrayal was revealed.
وقتی خیانت فاش شد، جمعیت برای خونخواهی فریاد زدند.
The crowd bayed when the referee made the controversial call.
جمعیت وقتی داور تصمیم جنجالی گرفت، فریاد زدند.
به تنگنا انداختن، راه را بستن، عاجز کردن
At Dunkirk, the Germans tried to bring the British to bay.
در دانکرک، آلمانها کوشیدند راه گریز را بر انگلیسیها ببندند.
Cornered by the police, the suspect was bayed into surrender.
متهم توسط پلیس به تنگنا افتاد و تن به تسلیم داد.
The protesters bayed the procession, blocking its way down the boulevard.
معترضان مسیر رژه را بستند و آن را راهبندان کردند.
The hunters bayed the wolf until it had nowhere to run.
شکارچیان گرگ را به تنگنا انداختند تا جایی برای فرار نماند.
indeed, when a cat is at bay, she will claw a tiger's eyes away
نبینی که چون گربه عاجز شود، بر آرد به چنگال چشم از پلنگ
جانورشناسی زوزه، عوعو
The bay of the hounds echoed across the valley.
زوزهی سگهای شکاری در سراسر دره طنینانداز شد.
The bay of a single hound broke the eerie silence.
عوعوی یک سگ تنها، سکوت وهمآلود را شکست.
From the ridge came the bay of wolves circling their prey.
از تپه زوزهی گرگهایی که دور طعمهشان میگشتند به گوش رسید.
In full bay, the hounds followed the fox.
سگهای تازی زوزهکنان در تعقیب روباه بودند.
راه فرار را گرفتن، گیرانداختن، به تنگ آوردن
شکل جمع bay در زبان انگلیسی bays است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bay» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bay