با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Lagoon

ləˈɡuːn ləˈɡuːn
آخرین به‌روزرسانی:
  • countable noun
    تالاب، مرداب
    • - The kids spent the afternoon swimming in the lagoon.
    • - بچه‌ها بعدازظهر را با شنا در تالاب سپری کردند.
    • - The crystal-clear water of the lagoon was perfect for swimming.
    • - آب زلال تالاب برای شنا بسیار مناسب بود.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد lagoon

  1. noun shallow body of water
    Synonyms: bayou, gulf, marsh, pond, pool, shallows, shoal, tidal pond

ارجاع به لغت lagoon

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lagoon» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/lagoon

لغات نزدیک lagoon

پیشنهاد و بهبود معانی