آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۵ اسفند ۱۴۰۳

    Port

    pɔːrt pɔːt

    گذشته‌ی ساده:

    ported

    شکل سوم:

    ported

    سوم‌شخص مفرد:

    ports

    وجه وصفی حال:

    porting

    شکل جمع:

    ports

    معنی port | جمله با port

    noun countable B1

    بندر، بندرگاه، لنگرگاه، شهر بندری

    Bandar Abbas is Iran's largest port.

    بندرعباس بزرگ‌ترین بندر ایران است.

    The ship arrived safely in port after the storm.

    کشتی پس‌از طوفان به‌سلامت به بندر رسید.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The city grew around the busy port.

    شهر در اطراف بندر شلوغ توسعه یافت.

    the port of New York

    لنگرگاه نیویورک

    noun countable

    کامپیوتر درگاه، پورت (محل اتصال ابزار دیگر به رایانه‌ها و...)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    This computer has several ports for external devices.

    این کامپیوتر دارای چندین درگاه برای دستگاه‌های خارجی است.

    The monitor is connected to the display port.

    مانیتور به پورت نمایشگر متصل است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Check the port to ensure the cable is properly seated.

    درگاه را بررسی کنید تا مطمئن شوید کابل به‌درستی قرار گرفته است.

    noun uncountable

    (کشتی، هواپیما و...) سمت چپ، طرف چپ

    All passengers must embark from the port side of the ferry.

    همه‌ی مسافران باید از سمت چپ کشتی وارد شوند.

    The port was painted a bright red for easy identification.

    طرف چپ برای شناسایی آسان به رنگ قرمز روشن رنگ شده بود.

    noun uncountable

    پورت (نوعی شراب شیرین که در کشور پرتغال تولید می‌شود)

    This port has a rich, fruity flavor.

    این پورت طعم غنی و میوه‌ای دارد.

    We enjoyed a glass of port after dinner.

    بعداز شام از یک لیوان پورت لذت بردیم.

    noun countable

    (انگلیسی استرالیایی) کیف

    She carried her laptop in a padded port.

    او لپ‌تاپ خود را در کیف پددار حمل می‌کرد.

    He prefers a leather port for his important documents.

    او کیف چرمی را برای اسناد مهم خود ترجیح می‌دهد.

    verb - transitive

    کامپیوتر پورت کردن، منتقل کردن (انتقال برنامه، شماره‌ی تلفن و... به سیستمی دیگر بدون تغییر آن)

    We plan to port the application to a new operating system.

    ما قصد داریم برنامه را به سیستم عامل جدیدی پورت کنیم.

    It's relatively easy to port this code to another language.

    انتقال این کد به زبان دیگر نسبتاً آسان است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    They are working to port the game to multiple platforms.

    آن‌ها در تلاشند تا بازی را به چندین پلتفرم پورت کنند.

    You can port your existing phone number to our service.

    شما می‌توانید شماره‌ی تلفن فعلی خود را به سرویس ما منتقل کنید.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد port

    1. noun place for boat docking, traffic, and storage
      Synonyms:
      harbor docks wharf landing piers haven shelter refuge seaport anchorage harborage retreat gate roads roadstead sanctuary dockage boatyard dockyard
    1. adjective located on the left side of a ship or aircraft
      Synonyms:
      larboard lefthand to the left toward the left
    1. noun behavior through which one reveals one's personality
      Synonyms:
      bearing harbor haven demeanor embrasure gate style dock porthole address air boatyard carriage anchorage city deportment destination interface manner entrance exit mien landing presence larboard mooring opening port-hole portal refuge shelter town transport
    1. noun the left-hand side of a ship, boat, or airplane as one faces forward
      Synonyms:
      larboard
      Antonyms:
      starboard
    1. noun Sweet dark-red dessert wine originally from Portugal
      Synonyms:
      port-wine

    Collocations

    port arms!

    (ارتش) پیش فنگ!

    Idioms

    any port in a storm

    غریق به هر کاهی آویزان می‌شود، در طوفان هر بندری غنیمت است.

    هر وسیله‌ی فرار از خطر (ولو اینکه ناخوشایند باشد)

    سوال‌های رایج port

    گذشته‌ی ساده port چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده port در زبان انگلیسی ported است.

    شکل سوم port چی میشه؟

    شکل سوم port در زبان انگلیسی ported است.

    شکل جمع port چی میشه؟

    شکل جمع port در زبان انگلیسی ports است.

    وجه وصفی حال port چی میشه؟

    وجه وصفی حال port در زبان انگلیسی porting است.

    سوم‌شخص مفرد port چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد port در زبان انگلیسی ports است.

    ارجاع به لغت port

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «port» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/port

    لغات نزدیک port

    • - porridge
    • - porringer
    • - port
    • - port arms!
    • - port authority
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.