آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۵ دی ۱۴۰۴

    Grasp

    ɡræsp ɡrɑːsp

    گذشته‌ی ساده:

    grasped

    شکل سوم:

    grasped

    سوم‌شخص مفرد:

    grasps

    وجه وصفی حال:

    grasping

    معنی grasp | جمله با grasp

    verb - transitive C1

    گرفتن، چنگ انداختن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    She grasped the steering wheel as the car skidded on the ice.

    وقتی ماشین روی یخ لیز خورد، فرمان را محکم گرفت.

    The policeman grasped my hand.

    پاسبان دستم را محکم گرفت.

    verb - transitive

    غنیمت شمردن، استفاده کردن، چنگ زدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    Travelers should grasp every opportunity to experience the local culture.

    مسافران باید از هر فرصتی برای تجربه‌ی فرهنگ محلی استفاده کنند.

    He grasped at my offer.

    پیشنهادم را با اشتیاق پذیرفت.

    verb - transitive C1

    درک کردن، فهمیدن، اشراف پیدا کردن (معمولاً به چیزی پیچیده)

    I did not grasp your meaning.

    منظور شما را نفهمیدم.

    It’s difficult to grasp the full significance of such historical events.

    درک اهمیت کامل چنین رویدادهای تاریخی، دشوار است.

    noun singular C2

    چنگ، دست، قبضه

    I could not loosen his grasp.

    نتوانستم از چنگش فرار کنم.

    The child’s grasp on his mother’s hand was reassuring.

    گرفتن محکم دست مادر توسط کودک، آرام‌بخش بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Could not escape his grasp.

    نتوانستم از گیر او فرار کنم.

    noun uncountable C2

    در دسترس، در اختیار، قابل دست‌یابی، قابل حصول

    Success was almost within grasp.

    موفقیت تقریباً قابل حصول بود.

    The solution to the problem finally came within his grasp after hours of thinking.

    پس‌از ساعت‌ها فکر کردن، راه‌حل مسئله سرانجام در دسترس او قرار گرفت.

    noun singular uncountable C2

    درک، فهم، آگاهی، شناخت، اشراف، تسلط

    She has a firm grasp of French grammar.

    او تسلط خوبی بر دستور زبان فرانسه دارد.

    His grasp of mathematics is extraordinary.

    فهم ریاضی او فوق‌العاده است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد grasp

    1. noun hold, grip
      Synonyms:
      possession grip clasp clench clinch embrace purchase clamp clutches grapple cinch lug butt tenure
      Antonyms:
      release avoidance
    1. noun understanding
      Synonyms:
      knowledge awareness comprehension realization perception mastery ken
      Antonyms:
      ignorance misunderstanding misconception
    1. verb grab
      Synonyms:
      take catch hold seize snatch clutch grip clasp take hold of land collar hook bag grapple corral clinch enclose glom
      Antonyms:
      release let go
    1. verb understand
      Synonyms:
      get see know comprehend realize perceive follow catch take appreciate accept apprehend make fathom cognize envisage have take in pick up dig catch on get the picture get the drift latch on compass
      Antonyms:
      misunderstand not get
    1. noun the ability or power to seize or attain
      Synonyms:
      compass range reach capacity scope

    Collocations

    excellent grasp of

    تسلط عالی بر، درک عالی از

    have a grasp of

    درک کردن، فهمیدن، تسلط داشتن (معمولا مفهومی)

    grasp the importance of

    درک اهمیتِ, پی بردن به اهمیتِ

    Idioms

    grasp (or clutch or catch) at a straw

    به هر دری زدن، تلاش مذبوحانه کردن

    سوال‌های رایج grasp

    وجه وصفی حال grasp چی میشه؟

    وجه وصفی حال grasp در زبان انگلیسی grasping است.

    ارجاع به لغت grasp

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «grasp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/grasp

    لغات نزدیک grasp

    • - grapy
    • - gras
    • - grasp
    • - grasp (or clutch or catch) at a straw
    • - grasp the importance of
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.