آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ خرداد ۱۴۰۳

      Roll Up

      roʊlˈəp rəʊlʌp

      گذشته‌ی ساده:

      rolled up

      شکل سوم:

      rolled up

      سوم‌شخص مفرد:

      rolls up

      وجه وصفی حال:

      rolling up

      توضیحات:

      شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (noun): roll-up

      معنی roll up | جمله با roll up

      idiom

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی بدو بیا!، بیا ببین!

      The circus barker stood on the platform, shouting "Roll up, roll up!" to attract the crowd's attention.

      کارگر سیرک روی سکو ایستاده بود و برای جلب‌توجه فریاد می‌زد: «بیا ببین! بیا ببین!»

      In the olden days, street performers would often say "roll up" to gather an audience for their entertaining acts.

      در زمان‌های قدیم، مجریان خیابانی اغلب برای جمع‌آوری تماشاگران برای کارهای سرگرم‌کننده‌ی خود می‌گفتند: «بدو بیا!»

      phrasal verb

      لوله کردن، پیچیدن، جمع کردن، بالا زدن (آستین لباس و ...)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Roll up your sleeves and get to work.

      آستین‌ها را بالا بزنید و دست‌به‌کار شوید.

      He told her to roll up the newspaper before recycling it.

      به او گفت قبل‌از بازیافت، روزنامه را لوله کند.

      phrasal verb informal

      (دیر) رسیدن

      We need to roll up to the party fashionably late.

      ما باید خیلی دیر به مهمانی برسیم.

      Despite leaving early, they still managed to roll up 15 minutes late.

      علی‌رغم خروج زودهنگام، آن‌ها همچنان توانستند با ۱۵ دقیقه تاخیر به بازی برسند.

      phrasal verb

      اقتصاد جمع کردن، انباشتن، اندوختن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      I need to roll up my savings account with some extra cash.

      باید حساب پس‌اندازم را با مقداری پول نقد اضافی جمع کنم.

      Don't forget to roll up the interest on your credit card balance.

      فراموش نکنید که سود موجودی کارت اعتباری خود را جمع کنید.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی رول سیگار، سیگارپیچ

      I'm out of roll-ups, can you pass me the tobacco?

      من سیگارپیچم تمام شده است، می‌توانید تنباکو را به من بدهید؟

      He likes to smoke roll-ups instead of regular cigarettes.

      او دوست دارد به‌جای سیگار معمولی، سیگارپیچ بکشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج roll up

      گذشته‌ی ساده roll up چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده roll up در زبان انگلیسی rolled up است.

      شکل سوم roll up چی میشه؟

      شکل سوم roll up در زبان انگلیسی rolled up است.

      وجه وصفی حال roll up چی میشه؟

      وجه وصفی حال roll up در زبان انگلیسی rolling up است.

      سوم‌شخص مفرد roll up چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد roll up در زبان انگلیسی rolls up است.

      ارجاع به لغت roll up

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «roll up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rollup

      لغات نزدیک roll up

      • - roll over
      • - roll round
      • - roll up
      • - roll with the punches
      • - roll your eyes
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.