آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۳

      Roll Over

      roʊl ˈoʊvər rəʊl ˈəʊvə

      گذشته‌ی ساده:

      rolled over

      شکل سوم:

      rolled over

      سوم‌شخص مفرد:

      rolls over

      وجه وصفی حال:

      rolling over

      معنی roll over | جمله با roll over

      phrasal verb

      تن دادن، به اجبار موافقت کردن

      He didn't want to roll over and give in to their demands.

      او نمی‌خواست به اجبار موافقت کند و تسلیم خواسته‌های آن‌ها شود.

      The company had no choice but to roll over and accept the new terms.

      شرکت چاره‌ای نداشت جز اینکه به شرایط جدید تن دهد.

      phrasal verb

      اسکرول کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Just roll over the button to highlight its function.

      فقط دکمه را اسکرول کنید تا عملکرد آن برجسته شود.

      Make sure to roll over the link to see the preview before clicking.

      قبل‌از کلیک کردن، حتماً روی پیوند اسکرول کنید تا پیش‌نمایش را ببینید.

      phrasal verb

      اقتصاد دوباره سرمایه‌گذاری کردن، تجدید قرارداد کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      It's important to roll over any remaining balance on your gift card before it expires.

      مهم است که باقی‌مانده‌ی موجودی کارت هدیه‌ی خود را قبل‌از انقضای آن دوباره سرمایه‌گذاری کنید.

      The bank will allow you to roll over the balance on your credit card to the next month.

      بانک به شما این امکان را می‌دهد که موجودی کارت اعتباری خود را برای ماه آینده دوباره سرمایه‌گذاری کنید.

      phrasal verb

      اقتصاد (وام یا اوراق قرضه) تمدید کردن

      We can roll over the existing debts into a new loan with better terms.

      ما می‌توانیم بدهی‌های موجود را به وام جدیدی با شرایط بهتر تمدید کنیم.

      I decided to roll over my student loans to a lower-interest provider.

      تصمیم گرفتم وام‌های دانشجویی خود را به یک ارائه‌دهنده با بهره کمتر تمدید کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج roll over

      گذشته‌ی ساده roll over چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده roll over در زبان انگلیسی rolled over است.

      شکل سوم roll over چی میشه؟

      شکل سوم roll over در زبان انگلیسی rolled over است.

      وجه وصفی حال roll over چی میشه؟

      وجه وصفی حال roll over در زبان انگلیسی rolling over است.

      سوم‌شخص مفرد roll over چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد roll over در زبان انگلیسی rolls over است.

      ارجاع به لغت roll over

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «roll over» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/roll-over

      لغات نزدیک roll over

      • - roll out
      • - roll out the red carpet
      • - roll over
      • - roll round
      • - roll up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.