آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Dissipate

    ˈdɪsəpeɪt ˈdɪsəpeɪt

    گذشته‌ی ساده:

    dissipated

    شکل سوم:

    dissipated

    سوم‌شخص مفرد:

    dissipates

    وجه وصفی حال:

    dissipating

    معنی dissipate | جمله با dissipate

    verb - transitive verb - intransitive adverb

    پراکندگی کردن، ازهم پاشیدن، اسراف کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    Mist usually dissipates in the sun's rays.

    به‌طور معمول مه در اثر نور خورشید از میان می‌رود.

    to dissipate enemy forces by concentrated gunfire

    با آتش متمرکز نیروهای دشمن را متفرق کردن

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    A bright light dissipated the darkness of the night.

    نوری درخشان تاریکی شب را برطرف کرد.

    He dissipated his patrimony on foolish projects.

    او ارث پدری را در راه طرح‌های ابلهانه تلف کرد.

    to dissipate one's time and efforts

    وقت و کوشش خود را به هدر دادن

    He has a headache from the extended dissipating of the night before.

    به خاطر میخوارگی ممتد شب پیش سردرد دارد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dissipate

    1. verb expend, spend
      Synonyms:
      waste use up spend consume deplete squander misuse throw away run through fritter away be wasteful with lavish blow burn up misspend trifle away dump indulge oneself kiss goodbye
      Antonyms:
      save collect gather accumulate hoard
    1. verb disappear
      Synonyms:
      vanish evaporate dissolve disperse scatter melt away drive away dispel run dry evanesce
      Antonyms:
      appear

    سوال‌های رایج dissipate

    گذشته‌ی ساده dissipate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده dissipate در زبان انگلیسی dissipated است.

    شکل سوم dissipate چی میشه؟

    شکل سوم dissipate در زبان انگلیسی dissipated است.

    وجه وصفی حال dissipate چی میشه؟

    وجه وصفی حال dissipate در زبان انگلیسی dissipating است.

    سوم‌شخص مفرد dissipate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد dissipate در زبان انگلیسی dissipates است.

    ارجاع به لغت dissipate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «dissipate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dissipate

    لغات نزدیک dissipate

    • - dissimulative
    • - dissimulator
    • - dissipate
    • - dissipated
    • - dissipation
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.