Cache

kæʃ kæʃ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    cached
  • شکل سوم:

    cached
  • سوم‌شخص مفرد:

    caches
  • وجه وصفی حال:

    caching
  • شکل جمع:

    caches

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun verb - transitive
نهانگاه، ذخیره‌گاه، چیز نهان شده، مخزن، پنهان کردن، حافظه کش یا پنهان

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- a ruined cabin containing a cache of food and water
- کلبه‌ای مخروبه حاوی ذخیره‌گاه از خوراک و آب
- The police discovered the terrorists' cache of weapons and ammunitions.
- پلیس مخفیگاه اسلحه و مهمات تروریستها را کشف کرد.
- an arms cache
- سلاح نهفته
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cache

  1. noun hidden supply
    Synonyms:
    stash store reserve hoard stockpile supply supplies fund accumulation treasure assets wealth repository treasury hiding place hideout plant drop drop-off drop joint shade kitty nest egg stake storehouse
  1. verb hide a supply of something
    Synonyms:
    hide store save conceal stash bury accumulate put away screen secrete squirrel cover maintain stash away lay away plant squirrel away ditch park ensconce duck put in the hole

ارجاع به لغت cache

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cache» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cache

لغات نزدیک cache

پیشنهاد بهبود معانی