آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ خرداد ۱۴۰۳

      Demur

      dɪˈmɜrː dɪˈmɜː

      گذشته‌ی ساده:

      demurred

      شکل سوم:

      demurred

      سوم‌شخص مفرد:

      demurs

      وجه وصفی حال:

      demurring

      شکل جمع:

      demurs

      معنی demur | جمله با demur

      verb - intransitive formal

      امتناع کردن، سر باز زدن، خودداری کردن، طفره رفتن، تردید کردن، شانه خالی کردن، درنگ کردن، دودل بودن

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      I suggested that we hire him but the boss demurred.

      من پیشنهاد کردم که او را استخدام کنیم؛ ولی رئیس سر باز زد.

      They demurred when invited to join the committee.

      آن‌ها وقتی برای پیوستن به کمیته دعوت شدند، تردید کردند.

      noun uncountable formal

      مخالفت، امتناع، تردید

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      After some delay and demur ...

      پس‌از قدری تأخیر و تردید ...

      Despite his demur, she went ahead and booked the tickets for their vacation.

      با وجود مخالفتش، او پیش رفت و بلیط‌های تعطیلات آن‌ها را رزرو کرد.

      verb - intransitive

      اعتراض کردن، مخالفت کردن

      I demurred on the idea of investing in that risky business.

      من به ایده‌ی سرمایه‌گذاری در آن کسب‌وکار پرخطر اعتراض کردم.

      He demurred at the suggestion of jumping out of an airplane.

      او به پیشنهاد اینکه از هواپیما بپرد، مخالفت کرد.

      verb - intransitive

      حقوق به صلاحیت دادگاه اعتراض کردن، تقاضای درنگ یا مکث کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      The judge allowed the defendant to demur and postpone the trial.

      قاضی به متهم اجازه داد تا به صلاحیت دادگاه اعتراض کند و دادگاه را به تعویق بیندازد.

      The lawyer advised his client to demur until more evidence was presented.

      وکیل به موکلش توصیه کرد تا زمانی که مدارک بیشتری ارائه شود، تقاضای درنگ کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد demur

      1. verb disagree
        Synonyms:
        disagree object protest complain oppose disapprove refuse resist doubt dispute challenge fight cavil remonstrate waver hesitate vacillate pause shy stick balk scruple stickle take exception deprecate pussyfoot hem and haw wait and see combat strain
        Antonyms:
        agree accept consent go along

      Collocations

      without demur

      بی‌چون و چرا

      سوال‌های رایج demur

      گذشته‌ی ساده demur چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده demur در زبان انگلیسی demurred است.

      شکل سوم demur چی میشه؟

      شکل سوم demur در زبان انگلیسی demurred است.

      شکل جمع demur چی میشه؟

      شکل جمع demur در زبان انگلیسی demurs است.

      وجه وصفی حال demur چی میشه؟

      وجه وصفی حال demur در زبان انگلیسی demurring است.

      سوم‌شخص مفرد demur چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد demur در زبان انگلیسی demurs است.

      ارجاع به لغت demur

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «demur» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/demur

      لغات نزدیک demur

      • - demulcent
      • - demultiplexor
      • - demur
      • - demure
      • - demurely
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      lettered light-footed limeade javelle water alti- amalgamation attach importance to ballet dancer biafra boogie-woogie boro- bukhara cabaletta capitalization catch one's breath اندوه انس پایداری تلخیص طوق فواد کشت مرز نظارت ناخن‌خشکی نازک‌نی نرگس ننر نوازنده‌ی زیلوفون نورشناسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.