آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ خرداد ۱۴۰۳

      Moratorium

      ˌmɔːrəˈtɔːriəm ˌmɒrəˈtɔːriəm

      شکل جمع:

      moratoriums

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از شکل جمع moratoria به‌ جای moratoriums استفاده کرد.

      همچنین در معنای دوم می‌توان از debt moratorium به‌ جای moratorium استفاده کرد.

      معنی moratorium | جمله با moratorium

      noun countable formal

      تعلیق موقت، ممنوعیت موقتی

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      The moratorium has been extended for another month.

      تعلیق موقت یک ماه دیگر تمدید شد.

      The government has imposed a moratorium on new oil drilling in the area.

      دولت حفاری جدید نفت در این منطقه را ممنوعیت موقتی کرد.

      noun countable

      اقتصاد تعلیق بدهی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The moratorium was seen as a temporary solution to address the country's economic crisis.

      تعلیق بدهی به‌عنوان یک راه‌حل موقت برای مقابله با بحران اقتصادی کشور تلقی می‌شد.

      The moratorium provided a much-needed respite for the country's struggling economy.

      تعلیق بدهی یک مهلت بسیار ضروری برای اقتصاد درحال مبارزه‌ی کشور فراهم کرد.

      noun countable

      حقوق استمهال، مهلت قانونی، اجازه‌ی دیرکرد، مهلت خواستن، زمان خواستن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      The court imposed a moratorium on all new construction projects.

      دادگاه برای تمام پروژه‌های ساختمانی جدید مهلت قانونی تصویب کرد.

      The moratorium provided relief for tenants struggling to pay rent.

      اجازه‌ی دیرکرد برای مستاجرانی که برای پرداخت اجاره‌بها مشکل دارند، تسکین‌دهنده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد moratorium

      1. noun suspension
        Synonyms:
        pause break delay halt stay ban reprieve respite adjournment postponement deferment freeze truce abeyance downtime breather breathing spell grace period abeyancy

      سوال‌های رایج moratorium

      شکل جمع moratorium چی میشه؟

      شکل جمع moratorium در زبان انگلیسی moratoriums است.

      ارجاع به لغت moratorium

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «moratorium» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/moratorium

      لغات نزدیک moratorium

      • - morals
      • - morass
      • - moratorium
      • - moratory
      • - moravia
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.