آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Revolt

      rɪˈvoʊlt rɪˈvəʊlt

      گذشته‌ی ساده:

      revolted

      شکل سوم:

      revolted

      سوم‌شخص مفرد:

      revolts

      وجه وصفی حال:

      revolting

      شکل جمع:

      revolts

      معنی revolt | جمله با revolt

      noun verb - intransitive C2

      شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به‌هم‌خوردگی، انقلاب، شوریدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      the soldiers' open revolt against the exacting commander

      شورش علنی سربازان علیه فرمانده سخت‌گیر

      The peasants' revolt was crushed.

      شورش رعایا سرکوب شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to rise in revolt

      به شورش پرداختن

      He was facing a revolt even in his own party.

      حتی در حزب خودش هم با عصیان مواجه بود.

      The natives revolted against their Belgian masters.

      بومیان بر اربابان بلژیکی خود شوریدند.

      She was revolted by what she saw.

      آنچه که دیده بود او را منزجر کرد.

      Seeing the conditions of the prison revolted him.

      دیدن وضع زندان حال او را به هم زد.

      His stomach revolted.

      دلش به هم خورد.

      The younger soldiers were revolting from such scenes of bloodshed.

      سربازان جوان‌تر از این قبیل صحنه‌های خونریزی سخت بیزار بودند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد revolt

      1. noun uprising
        Synonyms:
        rebellion revolution insurrection rising mutiny insurgency sedition displeasure defection
        Antonyms:
        peace harmony calm
      1. verb rebel, rise up against
        Synonyms:
        resist oppose defy renounce strike riot mutiny overthrow overturn boycott defect arise break turn against rise up against get out of line drop out opt out take up arms make waves insurrect rock the boat
        Antonyms:
        obey comply submit harmonize
      1. verb disgust, nauseate
        Synonyms:
        offend repel repulse sicken turn off nauseate make sick turn stomach gross out make flesh crawl shock reluct pain crawl
        Antonyms:
        please delight make happy

      Collocations

      be in a revolt against something (or someone)

      بر علیه چیزی (یا کسی) در حال شورش بودن

      سوال‌های رایج revolt

      گذشته‌ی ساده revolt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده revolt در زبان انگلیسی revolted است.

      شکل سوم revolt چی میشه؟

      شکل سوم revolt در زبان انگلیسی revolted است.

      شکل جمع revolt چی میشه؟

      شکل جمع revolt در زبان انگلیسی revolts است.

      وجه وصفی حال revolt چی میشه؟

      وجه وصفی حال revolt در زبان انگلیسی revolting است.

      سوم‌شخص مفرد revolt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد revolt در زبان انگلیسی revolts است.

      ارجاع به لغت revolt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «revolt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/revolt

      لغات نزدیک revolt

      • - revoke
      • - revoker
      • - revolt
      • - revolting
      • - revolting stench
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.