آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ مرداد ۱۴۰۵

      Defection

      dəˈfekʃn̩ dɪˈfekʃn̩

      معنی defection | جمله با defection

      noun countable uncountable C2

      پناهندگی، فرار، ارتداد

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      The general's defection changed the course of the war.

      فرار ژنرال مسیر جنگ را تغییر داد.

      His defection to a neighboring country shocked the government.

      پناهندگی او به کشور همسایه دولت را شوکه کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She faced charges for treason after her defection.

      او پس‌از فرار از کشور به جرم خیانت متهم شد.

      Defection is a serious crime in that country.

      در آن کشور فرار جرم جدی محسوب می‌شود.

      noun countable uncountable C2

      ترک، رویگردانی، رها کردن (وظیفه)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The politician's defection to the opposition changed the balance of power.

      رویگردانی سیاست‌مدار به جبهه‌ی مخالف، توازن قدرت را تغییر داد.

      She faced accusations after her defection in the middle of the mission.

      او پس‌از ترک وظیفه در وسط ماموریت، با اتهاماتی مواجه شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The soldier was court-martialed for defection.

      سرباز به‌خاطر رها کردن وظیفه، محاکمه‌ی نظامی شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد defection

      1. noun abandonment
        Synonyms:
        failure lack rejection separation desertion disloyalty rebellion retreat withdrawal divorce parting alienation deficiency failing forsaking disaffection estrangement disownment repudiation apostasy backsliding dereliction recreancy severance sundering faithlessness tergiversation
        Antonyms:
        joining

      ارجاع به لغت defection

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «defection» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/defection

      لغات نزدیک defection

      • - defecation
      • - defect
      • - defection
      • - defective
      • - defectiveness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      monkey puzzle oak pine orange poplar spruce euonymus walnut willow yew hazel weeping willow black oak aggregate concealer اصلا اسکیزوفرنی اتفاق ابتدا اسفنج آباد الماس علامت تعجب آلبالو آز برافراشته بلندقامت بی‌صبرانه بیمار پدید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.