آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

      Crawl

      krɒːl krɔːl

      گذشته‌ی ساده:

      crawled

      شکل سوم:

      crawled

      سوم‌شخص مفرد:

      crawls

      وجه وصفی حال:

      crawling

      شکل جمع:

      crawls

      معنی crawl | جمله با crawl

      verb - intransitive B2

      خزیدن (مار و غیره)، سینه‌خیز رفتن، خزیده رفتن (شخص)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      A big snake was crawling toward the baby.

      مار بزرگی به‌سوی کودک می‌خزید.

      The baby has started to crawl.

      کودک شروع به سینه‌خیز رفتن کرده است.

      verb - intransitive B1

      آهسته رفتن، یواش رفتن، سلانه‌سلانه رفتن، آهسته جلو رفتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The traffic on the highway seemed to crawl along at a snail's pace.

      به نظر می‌رسید که آمدوشد در بزرگ‌راه با سرعت حلزونی درحال جلو رفتن بود.

      The tractor crawled up the hill.

      تراکتور آهسته از تپه بالا رفت.

      verb - intransitive informal

      انگلیسی بریتانیایی خودشیرینی کردن، خایه‌مالی کردن

      He would crawl to his wealthy relatives for financial help.

      او برای کمک مالی نزد اقوام ثروتمند خود خودشیرینی می‌کرد.

      It's sad to see someone constantly crawling to others.

      غم‌انگیز است که ببینی کسی مدام نزد دیگران خایه‌مالی می‌کند.

      verb - intransitive informal C2

      پر بودن از، موج زدن از، مامال بودن از (با with می‌آید)

      The room was crawling with ants.

      اتاق از مورچه موج می‌زد.

      The walls crawled with spiders.

      دیوارها از عنکبوت پر بود.

      noun singular uncountable C1

      ورزش کرال (نوعی شنای سریع که در آن بدن درون آب و در وضعیت افقی و کاملاً کشیده قرار می‌‌گیرد)

      crawl, کرال (نوعی شنای سریع که در آن بدن درون آب و در وضعیت افقی و کاملاً کشیده قرار می‌‌گیرد)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      I need to work on my crawl technique to improve my speed.

      باید روی تکنیک کرال خود کار کنم تا سرعتم بهبود یابد.

      The swimmer's crawl speed was unmatched.

      سرعت کرال شناگر بی‌نظیر بود.

      noun singular C1

      سرعت بسیار پایین (در حرکت)، حرکت آهسته

      The old car moved forward with a crawl.

      ماشین قدیمی با سرعت بسیار پایین به جلو حرکت می‌کرد.

      The crawl of the traffic during rush hour made her late for work.

      سرعت بسیار پایین آمدوشد در ساعت شلوغی باعث شد او دیر سر کارش حاضر شود.

      verb - intransitive A2

      گیاه‌شناسی خزیدن (بزرگ شدن ساقه‌ها یا پیچک‌ها)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده

      The vine began to crawl across the garden.

      تاک شروع به خزیدن در سراسر باغ کرد.

      The roots of the plant began to crawl along the surface of the soil.

      ریشه‌های گیاه شروع به خزیدن در امتداد سطح خاک کردند.

      verb - intransitive

      لرزیدن، مورمور شدن (تن و گوشت تن)

      Horror movies make my skin crawl.

      فیلم‌های ترسناک باعث می‌شوند پوست من مورمور شود.

      This story made her crawl

      این داستان باعث شد بلرزد.

      verb - transitive

      شدیداً سرزنش کردن

      The boss began to crawl the employee.

      رئیس شروع به شدیداً سرزنش کردن کارمند کرد.

      My parents used to crawl me whenever I came home late.

      هروقت دیر به خانه می‌آمدم، پدر و مادرم مرا شدیداً سرزنش می‌کردند.

      noun uncountable

      خزیدن، خزش

      The baby's crawl across the floor was slow.

      خزیدن کودک روی زمین آهسته بود.

      the soldier's crawl through the mud

      خزش سرباز در میان گل

      noun uncountable

      عنوان گردان (روی صفحه‌ی تلویزیون)

      The breaking news crawl interrupted the regular programming.

      عنوان گردان اخبار فوری برنامه‌های عادی را قطع کرد.

      The weather forecast crawl displayed the upcoming temperatures.

      عنوان گردان پیش‌بینی آب‌وهوا دمای آتی را نشان می‌دهد.

      noun countable uncountable

      انگلیسی بریتانیایی بازدید، گشت‌وگذار، گشت‌زنی (‫به‌صورت متوالی‬)

      The effectiveness of marketing strategies for nightlife venues can be significantly enhanced by promoting themed pub crawls that cater to specific interests or demographics.

      اثربخشی استراتژی‌های بازاریابی برای مکان‌های تفریحی شبانه می‌تواند با تبلیغ گشت‌زنی در میخانه‌ها، موضوعی که پاسخگوی علایق یا جمعیت‌شناسی خاصی هستند به‌طور قابل توجهی افزایش یابد.

      While some argue that pub crawls contribute to local culture, others contend they can lead to increased public disorder, necessitating a balanced approach to urban planning.

      درحالی‌که برخی معتقدند گشت‌وگذار در میخانه‌ها به فرهنگ محلی کمک می‌کنند، برخی دیگر استدلال می‌کنند که آن‌ها می‌توانند منجر به افزایش بی‌نظمی عمومی شوند و نیازمند رویکردی متعادل در برنامه‌ریزی شهری هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد crawl

      1. verb move very slowly
        Synonyms:
        creep drag inch squirm worm wriggle slither writhe lag loiter along plod poke scrabble clamber grovel slide hang back drag oneself along move at snail’s pace go on all fours move on hands and knees pull oneself along go on belly
      1. verb to move along in a crouching or prone position
        Synonyms:
        creep slide snake worm
      1. verb to move like an insect
        Synonyms:
        creep grovel fawn slither cringe writhe worm along wriggle squirm move on hands and knees go on hands and knees drag snake inch lag go on all fours lollygag worm one's way pen go on one's belly poke slow swim teem cower
      1. verb to be abundantly filled or richly supplied
        Synonyms:
        abound bristle flow overflow pullulate swarm teem
      1. noun a very slow rate of speed
        Synonyms:
        creep crawling snail's pace nightwalking tippytoe creeping
      1. noun a swimming stroke; arms are moved alternately overhead accompanied by a flutter kick
        Synonyms:
        front-crawl australian-crawl

      Collocations

      slow to a crawl

      به شدت کند شدن، مثل لاک‌پشت حرکت کردن (به صورت غیر رسمی)

      Idioms

      makes one's skin (or flesh) crawl

      آدم را مشمئز می‌کند، چندش‌آور است

      come (or crawl) out of the woodwork

      (عامیانه) از اختفا درآمدن، (ناگهان) ظاهر شدن، از در و دیوار سر درآوردن

      سوال‌های رایج crawl

      معنی crawl به فارسی چی میشه؟

      کلمه "crawl" در زبان انگلیسی به معنای خزیدن یا حرکت به آرامی و با احتیاط است. این واژه به طور گسترده‌ای در زمینه‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد و معانی و کاربردهای متنوعی دارد. در ادامه به بررسی معانی و نکات جالب مرتبط با این واژه خواهیم پرداخت.

      معانی مختلف "crawl"

      1. خزیدن: این معنای اصلی کلمه است که به حرکت به آرامی و نزدیک به زمین اشاره دارد. مثلاً، یک نوزاد ممکن است به آرامی بر روی زمین خزیده و به سمت هدف خود حرکت کند.

      2. جستجوی وب: در دنیای فناوری اطلاعات، "crawl" به فرآیند جستجوی وب سایت‌ها توسط ربات‌های موتور جستجو اشاره دارد. این ربات‌ها صفحات وب را بررسی کرده و اطلاعات آنها را برای ایندکس کردن در پایگاه داده‌های خود جمع‌آوری می‌کنند. این فرآیند به بهبود نتایج جستجو کمک می‌کند.

      3. حرکت آهسته: این کلمه همچنین می‌تواند به معنای حرکت بسیار آهسته در یک موقعیت خاص باشد. به عنوان مثال، در ترافیک سنگین، خودروها ممکن است به آرامی "crawl" کنند.

      4. شنا کردن به سبک خزیدن: در ورزش شنا، "crawl" به سبکی از شنا اشاره دارد که در آن شناگر به صورت افقی در آب حرکت می‌کند و دست‌ها و پاها را به طور متناوب به جلو می‌برد. این سبک یکی از سریع‌ترین و محبوب‌ترین سبک‌های شنا است.

      نکات جالب درباره "crawl"

      - تکنولوژی‌های جستجو: ربات‌های خزنده (crawlers) از الگوریتم‌های پیچیده‌ای برای تعیین الگوهای جستجو استفاده می‌کنند. این الگوریتم‌ها به آنها کمک می‌کند تا صفحات جدید را شناسایی کرده و محتوای آنها را تحلیل کنند.

      - SEO (بهینه‌سازی موتور جستجو): در زمینه SEO، درک فرآیند خزیدن بسیار مهم است. وب‌مسترها باید اطمینان حاصل کنند که وب‌سایت‌شان برای ربات‌های خزنده قابل دسترسی است تا بتوانند در نتایج جستجو بهتر دیده شوند.

      - تأثیر بر طراحی وب: طراحی وب‌سایت باید به گونه‌ای باشد که ربات‌های خزنده به راحتی بتوانند به محتوای آن دسترسی پیدا کنند. این شامل استفاده از ساختار مناسب URL، متا تگ‌ها و نقشه سایت است.

      - خزیدن در دنیای حیوانات: بسیاری از حیوانات، مانند مارها و سوسک‌ها، به طور طبیعی با استفاده از حرکت خزنده به زندگی خود ادامه می‌دهند. این نوع حرکت به آنها کمک می‌کند تا در محیط‌های مختلف بقا یابند.

      - شنا به سبک خزیدن: شنا به سبک خزیدن معمولاً به عنوان "شنا آزاد" نیز شناخته می‌شود و در مسابقات شنا به عنوان یکی از اصلی‌ترین سبک‌ها استفاده می‌شود. این سبک به خاطر سرعت و کارایی بالا، محبوبیت زیادی دارد.

      گذشته‌ی ساده crawl چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده crawl در زبان انگلیسی crawled است.

      شکل سوم crawl چی میشه؟

      شکل سوم crawl در زبان انگلیسی crawled است.

      شکل جمع crawl چی میشه؟

      شکل جمع crawl در زبان انگلیسی crawls است.

      وجه وصفی حال crawl چی میشه؟

      وجه وصفی حال crawl در زبان انگلیسی crawling است.

      سوم‌شخص مفرد crawl چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد crawl در زبان انگلیسی crawls است.

      ارجاع به لغت crawl

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «crawl» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/crawl

      لغات نزدیک crawl

      • - crawdad
      • - crawfish
      • - crawl
      • - crawl space
      • - crawler
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.