آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Lag

      læɡ læɡ

      گذشته‌ی ساده:

      lagged

      شکل سوم:

      lagged

      سوم‌شخص مفرد:

      lags

      وجه وصفی حال:

      lagging

      شکل جمع:

      lags

      معنی lag | جمله با lag

      verb - intransitive

      عقب ماندن، عقب افتادن، عقب بودن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The country's economy lags behind those of its neighbors.

      اقتصاد کشور از اقتصاد همسایگانش عقب است.

      He lagged behind the rest because his shoes were hurting his feet.

      او از دیگران عقب ماند؛ چون کفش‌هایش پاهایش را می‌زد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In space technology they lag behind us by ten years.

      آن‌ها در فنون فضانوردی ده سال از ما عقب هستند.

      She lags behind at school.

      او در درس (یا در مدرسه) عقب است.

      noun countable

      کندی، لنگی، واماندگی، عقب‌ماندگی، اختلاف

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      time lag

      اختلاف زمانی

      This work must go forward without a lag.

      این کار باید بی‌درنگ جلو برود.

      verb - transitive

      با عایق پوشاندن، عایق بستن

      He lagged the pipes with insulation.

      او لوله‌ها را با عایق پوشاند.

      They lagged the roof.

      آن‌ها سقف را با عایق پوشاندند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lag

      1. verb move slowly; delay
        Synonyms:
        delay slow linger tarry drag loiter shuffle trail hang back dally dawdle plod trudge saunter idle lounge poke inch hobble limp falter flag stagger retard slacken wane ebb diminish decrease lose strength fall off tail slow up put off procrastinate drag one’s feet dillydally inch along be behind get no place fast tool stay jelly fail
        Antonyms:
        rush run

      سوال‌های رایج lag

      گذشته‌ی ساده lag چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده lag در زبان انگلیسی lagged است.

      شکل سوم lag چی میشه؟

      شکل سوم lag در زبان انگلیسی lagged است.

      شکل جمع lag چی میشه؟

      شکل جمع lag در زبان انگلیسی lags است.

      وجه وصفی حال lag چی میشه؟

      وجه وصفی حال lag در زبان انگلیسی lagging است.

      سوم‌شخص مفرد lag چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد lag در زبان انگلیسی lags است.

      ارجاع به لغت lag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lag

      لغات نزدیک lag

      • - lafayette
      • - laffer curve
      • - lag
      • - lag screw
      • - lagan
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sub rosa fuck up powder puff clear entrance sprout access promenade couch p ox Oct ob o walk خضوع راهپیمایی آچمز احادیث اجنبی بعل زبوب بعل بغی پارانویا پارسا صهبا لحد حزم خیال‌انگیز جمعه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.