گذشتهی ساده:
flaggedشکل سوم:
flaggedسومشخص مفرد:
flagsوجه وصفی حال:
flaggingشکل جمع:
flagsپرچم، بیرق، علم
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
Iran's tricolor flag
پرچم سه رنگ ایران
The symbolism embedded within a national flag often reflects the historical struggles and aspirations of its people.
نمادگرایی که در یک پرچم ملی نهفته است اغلب منعکسکنندهی مبارزات تاریخی و آرزوهای مردم آن است.
to hoist (or raise) a flag
پرچم برافراشتن
گل گیاهشناسی زنبق
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی گل
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She planted a variety of flags in her garden, including purple, yellow, and white ones.
او زنبقهای متنوعی شامل بنفش، زرد و سفید در باغچهاش کاشت.
The cultivation of flag species is often studied in botanical research due to their unique genetic diversity and adaptation mechanisms.
کشت گونههای زنبق اغلب در تحقیقات گیاهشناسی بهدلیل تنوع ژنتیکی منحصربهفرد و مکانیسمهای سازگاری آنها مورد مطالعه قرار میگیرد.
The flag is a flower that comes in a variety of colors.
زنبق گلی است که رنگهای مختلفی دارد.
جانورشناسی دم آهو
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی جانورشناسی
The deer raised its flag in alarm as it sensed our presence in the forest.
آهو با احساس حضور ما در جنگل، دم خود را به علامت هشدار بالا برد.
Researchers observed that the frequency and amplitude of the deer's flag movements correlated with the perceived threat level in their natural habitat.
محققان مشاهده کردند که فراوانی و دامنهی حرکات دم آهو با سطح خطر درکشده در زیستگاه طبیعی آنها همبستگی دارد.
سنگفرش
The patio was paved with beautiful flags.
حیاطخلوت با سنگفرشهای زیبایی پوشیده شده بود.
In urban planning, the selection of appropriate flag materials for pedestrian walkways is crucial for both durability and aesthetic appeal.
در برنامهریزی شهری، انتخاب مصالح سنگفرش مناسب برای پیادهروها هم برای دوام و هم برای جذابیت بصری حیاتی است.
The garden path was made of flat flags.
مسیر باغ از جنس سنگفرش تخت بود.
با پرچم علامت دادن، (با تکان دادن پرچم) متوقف کردن، صدا زدن، نگه داشتن
The guards flagged down the truck.
پاسداران کامیونها را متوقف کردند.
The study indicated that pedestrians are more likely to flag down vehicles for assistance in remote areas where emergency services are less accessible.
این مطالعه نشان داد که عابران پیاده بیشتر احتمال دارد در مناطق دورافتاده که دسترسی به خدمات اضطراری کمتر است، برای کمک به وسایل نقلیه علامت دهند.
Flag me a taxi quickly or I'll miss my train.
زود یک تاکسی برایم صدا بزن و الا به قطار نخواهم رسید.
با پرچم آذین یا تزئین کردن، پرچمدار کردن، پرچم زدن به
The road was flagged at regular intervals.
جاده در فواصل معین با پرچم آذین شده بود.
The urban planners proposed to flag the new pedestrian zones with distinctive national symbols to enhance civic pride.
برنامهریزان شهری پیشنهاد کردند که مناطق جدید عابر پیاده را با نمادهای ملی متمایز پرچمدار کنند تا غرور مدنی را افزایش دهند.
The soldier will flag the area where the bomb was found.
سرباز به منطقهی بمبگذاریشده پرچم خواهد زد.
جریمه کردن
The referee will flag any fouls committed during the game.
داور همهی خطاهای مسابقه را جریمه خواهد کرد.
The city council plans to flag vehicles exceeding the new speed limit in residential areas to enhance pedestrian safety.
شورای شهر قصد دارد وسایل نقلیهای را که از حد مجاز سرعت جدید در مناطق مسکونی تجاوز میکنند، جریمه کند تا ایمنی عابران پیاده را افزایش دهد.
The team will flag any players who are not following the rules.
تیم هر بازیکنی را که قوانین را رعایت نکند، جریمه خواهد کرد.
سست شدن، شل شدن، ضعیف شدن، افت کردن، از پا افتادن، کم شدن انرژی، پژمرده شدن، پژمردن، کاهش یافتن، پایین رفتن، پایین افتادن
His energy flagged.
انرژی او کاهش یافت.
Researchers observed that the efficacy of the new medication tended to flag after prolonged administration, necessitating dosage adjustments.
محققان مشاهده کردند که اثربخشی داروی جدید پساز مصرف طولانیمدت تمایل به کاهش یافتن داشت و نیاز به تنظیم دوز را ضروری میساخت.
The runner began to flag near the end of the marathon.
انرژی دونده در نزدیکی خط پایان ماراتن کاهش یافت.
(بنابهاحترام یا هنگام رژه) پرچم فرود آوردن، پرچم خم کردن
پرچم کشور، پرچم ملی
پرچم کشور بیگانه که کشتی تحت آن حرکت میکند (برای دادن مالیات کمتر و غیره)
fly (or show or wave) the flag
(با به احتراز در آوردن پرچم) حمایت خود را ابراز داشتن
به پشتیبانی از مرام (یا وطن و غیرهی خود) ادامه دادن
کلمه "flag" در زبان انگلیسی دارای معانی و کاربردهای متنوعی است که به زمینههای مختلفی تعلق دارد. در ادامه به بررسی معانی و نکات جالب این کلمه میپردازیم.
۱. پرچم
یکی از معانی اصلی "flag"، پرچم است. پرچمها معمولاً نمادهایی از کشورها، سازمانها یا گروهها هستند و برای نمایش هویت و نمادین بودن آنها استفاده میشوند. پرچمها معمولاً رنگها و نشانههای خاصی دارند که میتوانند تاریخ، فرهنگ و ارزشهای یک ملت را نمایان کنند.
۲. علامتگذاری یا نشانهگذاری
در برخی موارد، "flag" به معنای علامتگذاری یا نشانهگذاری است. به عنوان مثال، در برنامهنویسی، از "flag" برای نشان دادن وضعیت خاصی استفاده میشود. برای مثال، یک "flag" میتواند نشان دهد که یک عملیات انجام شده یا یک شرط خاص برقرار است. این کاربرد نشاندهنده اهمیت "flag" در سیستمهای کامپیوتری و نرمافزاری است.
۳. هشدار یا اعلان
در زمینههای مختلف، "flag" به معنای هشدار یا اعلان نیز به کار میرود. به عنوان مثال، در ورزش، هنگامی که داور یک خطا را تشخیص میدهد، ممکن است از یک پرچم برای اعلام آن استفاده کند. همچنین در زمینههای امنیتی یا نظامی، پرچمها میتوانند به عنوان هشداردهندهها عمل کنند.
۴. استفاده در بازیها
در بازیهای ویدیویی و رایانهای، "flag" به عنوان یک عنصر کلیدی در بسیاری از بازیها به کار میرود. به عنوان مثال، در بازیهای تیمی، تیمها ممکن است هدفشان گرفتن پرچم حریف باشد. این نوع بازیها نه تنها سرگرمکننده هستند بلکه نیاز به همکاری و استراتژی نیز دارند.
۵. کاربرد فرهنگی و اجتماعی
پرچمها همچنین در زمینههای فرهنگی و اجتماعی به کار میروند. به عنوان مثال، در جنبشهای اجتماعی و سیاسی، استفاده از پرچمها به عنوان نماد مبارزه و هویت جمعی رایج است. پرچمها میتوانند پیامهایی از جمله آزادی، عدالت و حقوق بشر را منتقل کنند.
نکات جالب
- تاریخچه پرچمها: تاریخچه استفاده از پرچمها به دوران باستان برمیگردد. در جنگها، سربازان برای شناسایی یکدیگر و همچنین نشان دادن هویت گروهی خود از پرچمها استفاده میکردند.
- پرچمهای غیررسمی: علاوه بر پرچمهای ملی، بسیاری از گروهها و سازمانها پرچمهای غیررسمی دارند که نشاندهنده هویت و ارزشهای آنهاست.
- پرچمها در طبیعت: در دنیای طبیعی، برخی از جانوران نیز از رنگها و الگوهای خاصی برای جلب توجه یا هشدار به دشمنان استفاده میکنند که میتوان آن را به نوعی از "flag" تعبیر کرد.
گذشتهی ساده flag در زبان انگلیسی flagged است.
شکل سوم flag در زبان انگلیسی flagged است.
شکل جمع flag در زبان انگلیسی flags است.
وجه وصفی حال flag در زبان انگلیسی flagging است.
سومشخص مفرد flag در زبان انگلیسی flags است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «flag» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/flag