آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مهر ۱۴۰۵

      Flag

      flæɡ flæɡ

      گذشته‌ی ساده:

      flagged

      شکل سوم:

      flagged

      سوم‌شخص مفرد:

      flags

      وجه وصفی حال:

      flagging

      شکل جمع:

      flags

      معنی flag | جمله با flag

      noun countable B1

      پرچم، بیرق، علم

      flag, پرچم، بیرق، علم
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Iran's tricolor flag

      پرچم سه رنگ ایران

      The symbolism embedded within a national flag often reflects the historical struggles and aspirations of its people.

      نمادگرایی که در یک پرچم ملی نهفته است اغلب منعکس‌کننده‌ی مبارزات تاریخی و آرزوهای مردم آن است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to hoist (or raise) a flag

      پرچم برافراشتن

      noun countable

      گل گیاه‌شناسی زنبق

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گل

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      She planted a variety of flags in her garden, including purple, yellow, and white ones.

      او زنبق‌های متنوعی شامل بنفش، زرد و سفید در باغچه‌اش کاشت.

      The cultivation of flag species is often studied in botanical research due to their unique genetic diversity and adaptation mechanisms.

      کشت گونه‌های زنبق اغلب در تحقیقات گیاه‌شناسی به‌دلیل تنوع ژنتیکی منحصربه‌فرد و مکانیسم‌های سازگاری آن‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The flag is a flower that comes in a variety of colors.

      زنبق گلی است که رنگ‌های مختلفی دارد.

      noun countable

      جانورشناسی دم آهو

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The deer raised its flag in alarm as it sensed our presence in the forest.

      آهو با احساس حضور ما در جنگل، دم خود را به علامت هشدار بالا برد.

      Researchers observed that the frequency and amplitude of the deer's flag movements correlated with the perceived threat level in their natural habitat.

      محققان مشاهده کردند که فراوانی و دامنه‌ی حرکات دم آهو با سطح خطر درک‌شده در زیستگاه طبیعی آن‌ها هم‌بستگی دارد.

      noun countable

      سنگ‌فرش

      The patio was paved with beautiful flags.

      حیاط‌خلوت با سنگ‌فرش‌های زیبایی پوشیده شده بود.

      In urban planning, the selection of appropriate flag materials for pedestrian walkways is crucial for both durability and aesthetic appeal.

      در برنامه‌ریزی شهری، انتخاب مصالح سنگ‌فرش مناسب برای پیاده‌روها هم برای دوام و هم برای جذابیت بصری حیاتی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The garden path was made of flat flags.

      مسیر باغ از جنس سنگ‌فرش تخت بود.

      verb - transitive B1

      با پرچم علامت دادن، (با تکان دادن پرچم) متوقف کردن، صدا زدن، نگه داشتن

      The guards flagged down the truck.

      پاسداران کامیون‌ها را متوقف کردند.

      The study indicated that pedestrians are more likely to flag down vehicles for assistance in remote areas where emergency services are less accessible.

      این مطالعه نشان داد که عابران پیاده بیشتر احتمال دارد در مناطق دورافتاده که دسترسی به خدمات اضطراری کمتر است، برای کمک به وسایل نقلیه علامت دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Flag me a taxi quickly or I'll miss my train.

      زود یک تاکسی برایم صدا بزن و الا به قطار نخواهم رسید.

      verb - transitive B1

      با پرچم آذین یا تزئین کردن، پرچم‌دار کردن، پرچم زدن به

      The road was flagged at regular intervals.

      جاده در فواصل معین با پرچم آذین شده بود.

      The urban planners proposed to flag the new pedestrian zones with distinctive national symbols to enhance civic pride.

      برنامه‌ریزان شهری پیشنهاد کردند که مناطق جدید عابر پیاده را با نمادهای ملی متمایز پرچم‌دار کنند تا غرور مدنی را افزایش دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The soldier will flag the area where the bomb was found.

      سرباز به منطقه‌ی بمب‌گذاری‌شده پرچم خواهد زد.

      verb - transitive

      جریمه کردن

      The referee will flag any fouls committed during the game.

      داور همه‌ی خطاهای مسابقه را جریمه خواهد کرد.

      The city council plans to flag vehicles exceeding the new speed limit in residential areas to enhance pedestrian safety.

      شورای شهر قصد دارد وسایل نقلیه‌ای را که از حد مجاز سرعت جدید در مناطق مسکونی تجاوز می‌کنند، جریمه کند تا ایمنی عابران پیاده را افزایش دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The team will flag any players who are not following the rules.

      تیم هر بازیکنی را که قوانین را رعایت نکند، جریمه خواهد کرد.

      verb - intransitive C1

      سست شدن، شل شدن، ضعیف شدن، افت کردن، از پا افتادن، کم شدن انرژی، پژمرده شدن، پژمردن، کاهش یافتن، پایین رفتن، پایین افتادن

      His energy flagged.

      انرژی او کاهش یافت.

      Researchers observed that the efficacy of the new medication tended to flag after prolonged administration, necessitating dosage adjustments.

      محققان مشاهده کردند که اثربخشی داروی جدید پس‌از مصرف طولانی‌مدت تمایل به کاهش یافتن داشت و نیاز به تنظیم دوز را ضروری می‌ساخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The runner began to flag near the end of the marathon.

      انرژی دونده در نزدیکی خط پایان ماراتن کاهش یافت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد flag

      1. noun pennant, symbol
        Synonyms:
        symbol emblem ensign banner standard streamer pennon colors jack burgee banderole bannerol gonfalon
      1. verb decline, fall off
        Synonyms:
        weaken fail deteriorate fade sink wane ebb sag languish slump droop wilt die abate taper off peter out pine weary faint succumb
        Antonyms:
        increase strengthen rise do well
      1. verb signal
        Synonyms:
        indicate warn wave gesture motion give a sign to hail salute

      Collocations

      dip the flag

      (بنابه‌احترام یا هنگام رژه) پرچم فرود آوردن، پرچم خم کردن

      national flag

      پرچم کشور، پرچم ملی

      Idioms

      a flag of convenience

      پرچم کشور بیگانه که کشتی تحت آن حرکت می‌کند (برای دادن مالیات کمتر و غیره)

      fly (or show or wave) the flag

      (با به احتراز در آوردن پرچم) حمایت خود را ابراز داشتن

      keep the flag flying

      به پشتیبانی از مرام (یا وطن و غیره‌ی خود) ادامه دادن

      سوال‌های رایج flag

      معنی flag به فارسی چی میشه؟

      کلمه "flag" در زبان انگلیسی دارای معانی و کاربردهای متنوعی است که به زمینه‌های مختلفی تعلق دارد. در ادامه به بررسی معانی و نکات جالب این کلمه می‌پردازیم.

      ۱. پرچم

      یکی از معانی اصلی "flag"، پرچم است. پرچم‌ها معمولاً نمادهایی از کشورها، سازمان‌ها یا گروه‌ها هستند و برای نمایش هویت و نمادین بودن آنها استفاده می‌شوند. پرچم‌ها معمولاً رنگ‌ها و نشانه‌های خاصی دارند که می‌توانند تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های یک ملت را نمایان کنند.

      ۲. علامت‌گذاری یا نشانه‌گذاری

      در برخی موارد، "flag" به معنای علامت‌گذاری یا نشانه‌گذاری است. به عنوان مثال، در برنامه‌نویسی، از "flag" برای نشان دادن وضعیت خاصی استفاده می‌شود. برای مثال، یک "flag" می‌تواند نشان دهد که یک عملیات انجام شده یا یک شرط خاص برقرار است. این کاربرد نشان‌دهنده اهمیت "flag" در سیستم‌های کامپیوتری و نرم‌افزاری است.

      ۳. هشدار یا اعلان

      در زمینه‌های مختلف، "flag" به معنای هشدار یا اعلان نیز به کار می‌رود. به عنوان مثال، در ورزش، هنگامی که داور یک خطا را تشخیص می‌دهد، ممکن است از یک پرچم برای اعلام آن استفاده کند. همچنین در زمینه‌های امنیتی یا نظامی، پرچم‌ها می‌توانند به عنوان هشداردهنده‌ها عمل کنند.

      ۴. استفاده در بازی‌ها

      در بازی‌های ویدیویی و رایانه‌ای، "flag" به عنوان یک عنصر کلیدی در بسیاری از بازی‌ها به کار می‌رود. به عنوان مثال، در بازی‌های تیمی، تیم‌ها ممکن است هدفشان گرفتن پرچم حریف باشد. این نوع بازی‌ها نه تنها سرگرم‌کننده هستند بلکه نیاز به همکاری و استراتژی نیز دارند.

      ۵. کاربرد فرهنگی و اجتماعی

      پرچم‌ها همچنین در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی به کار می‌روند. به عنوان مثال، در جنبش‌های اجتماعی و سیاسی، استفاده از پرچم‌ها به عنوان نماد مبارزه و هویت جمعی رایج است. پرچم‌ها می‌توانند پیام‌هایی از جمله آزادی، عدالت و حقوق بشر را منتقل کنند.

      نکات جالب

      - تاریخچه پرچم‌ها: تاریخچه استفاده از پرچم‌ها به دوران باستان برمی‌گردد. در جنگ‌ها، سربازان برای شناسایی یکدیگر و همچنین نشان دادن هویت گروهی خود از پرچم‌ها استفاده می‌کردند.

      - پرچم‌های غیررسمی: علاوه بر پرچم‌های ملی، بسیاری از گروه‌ها و سازمان‌ها پرچم‌های غیررسمی دارند که نشان‌دهنده هویت و ارزش‌های آنهاست.

      - پرچم‌ها در طبیعت: در دنیای طبیعی، برخی از جانوران نیز از رنگ‌ها و الگوهای خاصی برای جلب توجه یا هشدار به دشمنان استفاده می‌کنند که می‌توان آن را به نوعی از "flag" تعبیر کرد.

      گذشته‌ی ساده flag چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده flag در زبان انگلیسی flagged است.

      شکل سوم flag چی میشه؟

      شکل سوم flag در زبان انگلیسی flagged است.

      شکل جمع flag چی میشه؟

      شکل جمع flag در زبان انگلیسی flags است.

      وجه وصفی حال flag چی میشه؟

      وجه وصفی حال flag در زبان انگلیسی flagging است.

      سوم‌شخص مفرد flag چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد flag در زبان انگلیسی flags است.

      ارجاع به لغت flag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «flag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/flag

      لغات نزدیک flag

      • - flacon
      • - flacourtia
      • - flag
      • - flag byte
      • - flag day
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.