آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Sag

      sæɡ sæɡ

      گذشته‌ی ساده:

      sagged

      شکل سوم:

      sagged

      سوم‌شخص مفرد:

      sags

      وجه وصفی حال:

      sagging

      معنی sag | جمله با sag

      noun adverb

      خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن،صعیف شدن، شکم دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The ceiling is sagging.

      سقف شکم داده است.

      A thin wooden shelf sags easily.

      طاقچه‌ی چوبی نازک زود شکم می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      As a result of the rain, one side of the curtain has sagged.

      یک طرف پرده در اثر باران کیس کرده است.

      sagging

      فروهشته

      When he saw the tiger, his knees sagged.

      وقتی پلنگ را دید زانوهایش سست شد.

      When we get old, our skin sags.

      وقتی پیر می‌شویم، پوست بدن ما شل می‌شود.

      One of the pillars of the bridge has sagged.

      یکی از پایه‌های پل نشست کرده است.

      sagging spirits

      روحیه‌ی درحال نزول

      The price of petroleum has sagged in world markets.

      بهای نفت در بازارهای جهانی افت کرده است.

      sag to leeward

      در مسیر باد حرکت کردن

      There is too much sag in this bed.

      شکم دادگی این تختخواب زیاد است.

      the sudden sag in prices

      افت ناگهانی قیمت‌ها

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sag

      1. noun drop, decline
        Synonyms:
        fall decline depression dip sink slump downturn hollow sinkhole droop downswing downtrend sinking distortion settling basin slant tilt cant fall-off slip list concavity sinkage
        Antonyms:
        rise increase
      1. verb droop
        Synonyms:
        drop fall decline sink hang bend bow lean curve fail wilt flag languish slump flop dangle dip slide slip give way settle fall off drop off fall away hang down bag bulge cave in swag flap
        Antonyms:
        tighten draw up

      سوال‌های رایج sag

      گذشته‌ی ساده sag چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sag در زبان انگلیسی sagged است.

      شکل سوم sag چی میشه؟

      شکل سوم sag در زبان انگلیسی sagged است.

      وجه وصفی حال sag چی میشه؟

      وجه وصفی حال sag در زبان انگلیسی sagging است.

      سوم‌شخص مفرد sag چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sag در زبان انگلیسی sags است.

      ارجاع به لغت sag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sag

      لغات نزدیک sag

      • - safranine
      • - safrole
      • - sag
      • - saga
      • - sagacious
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.