آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۵

      Sag

      sæɡ sæɡ

      گذشته‌ی ساده:

      sagged

      شکل سوم:

      sagged

      سوم‌شخص مفرد:

      sags

      وجه وصفی حال:

      sagging

      معنی sag | جمله با sag

      verb - intransitive B2

      خم شدن، آویزان شدن، شکم دادن، فرو نشستن

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      A thin wooden shelf sags easily.

      طاقچه‌ی چوبی نازک زود شکم می‌دهد.

      One of the pillars of the bridge has sagged.

      یکی از پایه‌های پل نشست کرده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      As a result of the rain, one side of the curtain has sagged.

      دراثر باران، یک سمت پرده آویزان شده است.

      The ceiling is sagging.

      سقف شکم داده است.

      sag to leeward

      در مسیر باد حرکت کردن

      sagging

      فروهشته

      verb - intransitive C1

      ضعیف‌تر شدن، کاهش یافتن، افت کردن، کم‌فعال‌تر شدن، شل شدن، سست شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The price of petroleum has sagged in world markets.

      بهای نفت در بازارهای جهانی افت کرده است.

      When he saw the tiger, his knees sagged.

      وقتی پلنگ را دید، زانوهایش سست شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      When we get old, our skin sags.

      وقتی پیر می‌شویم، پوست بدن ما شل می‌شود.

      noun singular uncountable

      ‫فرورفتگی‬، خم‌شدگی، شکم‌دادگی

      The structural integrity of older bridges can be compromised by a noticeable sag in their main support beams, necessitating regular inspection.

      یک فرورفتگی قابل توجه در تیرهای اصلی نگهدارنده‌ی پل‌های قدیمی می‌تواند یکپارچگی ساختاری آن‌ها را به خطر اندازد و بازرسی منظم را ضروری سازد.

      The report detailed that the slight sag in the newly installed shelving unit was due to improper weight distribution, requiring immediate adjustment.

      گزارش توضیح داد که خم‌شدگی جزئی در قفسه‌ی تازه‌نصب‌شده به‌دلیل پخش نامناسب وزن بوده و نیاز به تنظیم فوری دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      There is too much sag in this bed.

      شکم‌دادگی این تختخواب زیاد است.

      Research indicates that prolonged exposure to moisture can cause wooden frameworks in historical buildings to sag.

      تحقیقات نشان می‌دهد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض رطوبت می‌تواند باعث خم‌شدگی چارچوب‌های چوبی در ساختمان‌های تاریخی شود.

      noun singular countable

      ضعف، کاهش، افت، نزول

      the sudden sag in prices

      افت ناگهانی قیمت‌ها

      Despite initial optimism, the quarterly profit report revealed an unexpected sag in revenue for the technology sector.

      باوجود خوش‌بینی اولیه، گزارش سود سه‌ماهه کاهش غیرمنتظره‌ای را در درآمد بخش فناوری نشان داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The recent economic downturn has led to a noticeable sag in consumer confidence across several European nations.

      رکود اقتصادی اخیر منجر به کاهش قابل توجهی در اعتماد مصرف‌کننده در چندین کشور اروپایی شده است.

      sagging spirits

      روحیه‌ی درحال نزول

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sag

      1. noun drop, decline
        Synonyms:
        fall decline depression dip sink slump downturn hollow sinkhole droop downswing downtrend sinking distortion settling basin slant tilt cant fall-off slip list concavity sinkage
        Antonyms:
        rise increase
      1. verb droop
        Synonyms:
        drop fall decline sink hang bend bow lean curve fail wilt flag languish slump flop dangle dip slide slip give way settle fall off drop off fall away hang down bag bulge cave in swag flap
        Antonyms:
        tighten draw up

      سوال‌های رایج sag

      گذشته‌ی ساده sag چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sag در زبان انگلیسی sagged است.

      شکل سوم sag چی میشه؟

      شکل سوم sag در زبان انگلیسی sagged است.

      وجه وصفی حال sag چی میشه؟

      وجه وصفی حال sag در زبان انگلیسی sagging است.

      سوم‌شخص مفرد sag چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sag در زبان انگلیسی sags است.

      ارجاع به لغت sag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sag

      لغات نزدیک sag

      • - safranine
      • - safrole
      • - sag
      • - saga
      • - sagacious
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      radish beetroot celery green bean pea corn maize brussels sprout hybrid centromere dopamine backtrack functionalism bloviate insensitive برقی کننده قصور بیمارستانی تبدیل به نقدینه کردن تفتیش کردن تعمدی ته‌ریش ویران واقعه سال نو سال نوی مسیحی حرمان یکپارچه‌سازی یکه و تنها رها کردن یکتا کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.