گذشتهی ساده:
saggedشکل سوم:
saggedسومشخص مفرد:
sagsوجه وصفی حال:
saggingخم شدن، آویزان شدن، شکم دادن، فرو نشستن
A thin wooden shelf sags easily.
طاقچهی چوبی نازک زود شکم میدهد.
One of the pillars of the bridge has sagged.
یکی از پایههای پل نشست کرده است.
As a result of the rain, one side of the curtain has sagged.
دراثر باران، یک سمت پرده آویزان شده است.
The ceiling is sagging.
سقف شکم داده است.
sag to leeward
در مسیر باد حرکت کردن
sagging
فروهشته
ضعیفتر شدن، کاهش یافتن، افت کردن، کمفعالتر شدن، شل شدن، سست شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The price of petroleum has sagged in world markets.
بهای نفت در بازارهای جهانی افت کرده است.
When he saw the tiger, his knees sagged.
وقتی پلنگ را دید، زانوهایش سست شد.
When we get old, our skin sags.
وقتی پیر میشویم، پوست بدن ما شل میشود.
فرورفتگی، خمشدگی، شکمدادگی
The structural integrity of older bridges can be compromised by a noticeable sag in their main support beams, necessitating regular inspection.
یک فرورفتگی قابل توجه در تیرهای اصلی نگهدارندهی پلهای قدیمی میتواند یکپارچگی ساختاری آنها را به خطر اندازد و بازرسی منظم را ضروری سازد.
The report detailed that the slight sag in the newly installed shelving unit was due to improper weight distribution, requiring immediate adjustment.
گزارش توضیح داد که خمشدگی جزئی در قفسهی تازهنصبشده بهدلیل پخش نامناسب وزن بوده و نیاز به تنظیم فوری دارد.
There is too much sag in this bed.
شکمدادگی این تختخواب زیاد است.
Research indicates that prolonged exposure to moisture can cause wooden frameworks in historical buildings to sag.
تحقیقات نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض رطوبت میتواند باعث خمشدگی چارچوبهای چوبی در ساختمانهای تاریخی شود.
ضعف، کاهش، افت، نزول
the sudden sag in prices
افت ناگهانی قیمتها
Despite initial optimism, the quarterly profit report revealed an unexpected sag in revenue for the technology sector.
باوجود خوشبینی اولیه، گزارش سود سهماهه کاهش غیرمنتظرهای را در درآمد بخش فناوری نشان داد.
The recent economic downturn has led to a noticeable sag in consumer confidence across several European nations.
رکود اقتصادی اخیر منجر به کاهش قابل توجهی در اعتماد مصرفکننده در چندین کشور اروپایی شده است.
sagging spirits
روحیهی درحال نزول
گذشتهی ساده sag در زبان انگلیسی sagged است.
شکل سوم sag در زبان انگلیسی sagged است.
وجه وصفی حال sag در زبان انگلیسی sagging است.
سومشخص مفرد sag در زبان انگلیسی sags است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «sag» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sag