Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ بهمن ۱۴۰۳

      Curve

      kɜːrv kɜːv

      گذشته‌ی ساده:

      curved

      شکل سوم:

      curved

      سوم‌شخص مفرد:

      curves

      وجه وصفی حال:

      curving

      شکل جمع:

      curves

      معنی curve | جمله با curve

      noun countable B2

      منحنی، خط خمیده، انحنا ، پیچ

      The car sped around the sharp curve in the road.

      ماشین باسرعت دور پیچ تند جاده چرخید.

      The artist drew a gentle curve to represent the hillside.

      هنرمند منحنی ملایمی برای نشان دادن دامنه‌ی تپه کشید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Here the train goes around a curve.

      خط آهن در اینجا دور می‌زند.

      the curve of the river

      انحنای رودخانه

      noun countable

      نمودار، منحنی نمودار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The price curve has been rising.

      نمودار قیمت‌ها در حال صعود است.

      Economists are closely monitoring the inflation curve.

      اقتصاددانان از نزدیک منحنی تورم را زیر نظر دارند.

      noun countable

      ورزش کات (منحنی)، قوس

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The pitcher's signature curve fooled the batter.

      پرتاب قوس‌دار مخصوص پیچر، بَتِر را فریب داد.

      The unexpected curve of the ball made it impossible to catch.

      کات غیرمنتظره‌ی توپ، گرفتن آن را غیرممکن کرد.

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی اتفاق غیرمنتظره، مانع (اتفاق شکه‌کننده‌ای که سروکله زدن با آن برای دیگران سخت است)

      The sudden change in project requirements was a real curve for the team.

      تغییر ناگهانی در الزامات پروژه چالشی غیرمنتظره برای تیم بود.

      The unexpected budget cut was a financial curve they had to navigate.

      کاهش غیرمنتظره‌ی بودجه مانع مالی بود که آن‌ها باید از آن عبور می‌کردند.

      verb - intransitive verb - transitive

      دور زدن (حرکت در منحنی)، خم کردن، پیچیدن، پیچاندن، قوس‌دار کردن

      Curve the line carefully.

      خط را با دقت قوس‌دار بکن.

      His lips were curved in a smile.

      لبخند به لبانش انحنایی بخشیده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The river curves around the hill.

      رودخانه تپه را دور می‌زند.

      The missile curved toward its target.

      موشک به سوی هدف دور زد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد curve

      1. noun arched, rounded line or object
        Synonyms:
        arch bend round circle loop turn bow arc contour sweep compass vault circuit curvature flexure trajectory circumference ambit camber ogee incurvature half-moon horseshoe catenary incurvation concavity ellipse parabola meniscus chord swirl curlicue quirk rondure sinuosity bight crook hairpin helix hyperbola festoon
        Antonyms:
        line
      1. verb bending in a shape or course
        Synonyms:
        turn bend twist bow round wind deviate swerve veer arch buckle stoop crook hook loop coil curl spiral gyrate snake wreathe inflect divert skew bulge concave convex crumple incurve arc
        Antonyms:
        straighten

      Collocations

      curved chart

      نمودار منحنی شکل، نمودار غیرخطی

      curved plotter

      (مکانیک) منحنی نگار، چول‌نگار

      سوال‌های رایج curve

      گذشته‌ی ساده curve چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده curve در زبان انگلیسی curved است.

      شکل سوم curve چی میشه؟

      شکل سوم curve در زبان انگلیسی curved است.

      شکل جمع curve چی میشه؟

      شکل جمع curve در زبان انگلیسی curves است.

      وجه وصفی حال curve چی میشه؟

      وجه وصفی حال curve در زبان انگلیسی curving است.

      سوم‌شخص مفرد curve چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد curve در زبان انگلیسی curves است.

      ارجاع به لغت curve

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «curve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/curve

      لغات نزدیک curve

      • - curvaceous
      • - curvature
      • - curve
      • - curve fitting
      • - curve follower
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.