آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Coil

    kɔɪl kɔɪl

    گذشته‌ی ساده:

    coiled

    شکل سوم:

    coiled

    سوم‌شخص مفرد:

    coils

    وجه وصفی حال:

    coiling

    شکل جمع:

    coils

    معنی coil | جمله با coil

    noun verb - intransitive adverb

    چنبره زدن، فنر، به دور چیزی به‌طورمارپیچ پیچیدن، مارپیچ

    noun verb - intransitive adverb

    سیم پیچ

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    He coiled the long rope and hung it from a nail.

    او طناب دراز را حلقه کرد و به میخ آویخت.

    The snake coiled itself around my leg.

    مار دور پایم حلقه زد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Lines of demonstrators coiled their way through the streets.

    صف‌های تظاهرکنندگان در خیابان‌ها مارپیچ‌وار حرکت می‌کردند.

    a coil of barbed wire

    یک حلقه سیم خاردار

    a coil of hair

    حلقه‌ی گیسو

    gray coils of smoke

    حلقه‌ی خاکستری دود

    coiled springs

    فنرهای حلقوی

    a coiled snake

    مار چنبره زده

    A thick smoke coiled up over the hill.

    دود غلیظی حلقه‌زنان از تپه بالا می‌رفت.

    He coiled up the hose.

    او شیلنگ را جمع کرد (حلقه کرد).

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد coil

    1. noun thread that curls
      Synonyms:
      twist turn ring loop spiral roll circle twirl wind braid helix whorl lap tendril corkscrew gyration convolution scroll bight curlicue twine involution
    1. verb curl around, entwine
      Synonyms:
      twist turn wind wrap around twine curl around entwine spiral convolve intertwine loop fold rotate wreathe writhe snake sinuate lap scroll make serpentine corkscrew spire intervolve convolute

    Phrasal verbs

    coil up

    1- (به طور مارپیچ یا حلزونی) بالا رفتن 2- حلقه کردن

    سوال‌های رایج coil

    گذشته‌ی ساده coil چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده coil در زبان انگلیسی coiled است.

    شکل سوم coil چی میشه؟

    شکل سوم coil در زبان انگلیسی coiled است.

    شکل جمع coil چی میشه؟

    شکل جمع coil در زبان انگلیسی coils است.

    وجه وصفی حال coil چی میشه؟

    وجه وصفی حال coil در زبان انگلیسی coiling است.

    سوم‌شخص مفرد coil چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد coil در زبان انگلیسی coils است.

    ارجاع به لغت coil

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «coil» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/coil

    لغات نزدیک coil

    • - coiffure
    • - coign of vantage
    • - coil
    • - coil up
    • - coiled
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.