آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Bulge

      bʌldʒ bʌldʒ

      گذشته‌ی ساده:

      bulged

      شکل سوم:

      bulged

      سوم‌شخص مفرد:

      bulges

      وجه وصفی حال:

      bulging

      شکل جمع:

      bulges

      معنی bulge | جمله با bulge

      noun adverb

      برآمدگی، شکم، تحدب، ورم، بالارفتگی، صعود، متورم شدن، باد کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      the bulge of a pregnant woman's stomach

      برآمدگی شکم زن آبستن

      a bulge in the wall

      شکم‌دادگی دیوار

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      bulging eyes

      چشمان ورقلیده (بیرون‌زده)

      bulging muscles

      عضلات قلمبه سلمبه (پر از برجستگی)

      His file bulged with documents and evidence.

      پرونده‌ی او از اسناد و مدارک باد کرده بود (مملو بود).

      the bulge in the prices

      تورم قیمتها

      the bulge in the youth population

      افزایش سریع تعداد جوانان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bulge

      1. noun swollen object
        Synonyms:
        swelling bump lump growth projection protuberance prominence protrusion outgrowth excess tumor dilation distention nodule salient jut sac blob bunch hump appendage superfluity wart sagging bunching bagginess convexity gibbosity promontory tuberosity intumescence nodulation outthrust excrescence tumefaction
        Antonyms:
        depression
      1. verb project outward
        Synonyms:
        stick out stand out protrude jut poke expand swell enlarge dilate puff out bloat extrude overhang pop out bug out belly pouch sag balloon bilge blob protuberate bag beetle billow
        Antonyms:
        depress cave in

      Phrasal verbs

      bulge in (or into)

      سرزده وارد شدن

      Idioms

      get the bulge on

      چیره شدن (بر)، برتری داشتن

      سوال‌های رایج bulge

      گذشته‌ی ساده bulge چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bulge در زبان انگلیسی bulged است.

      شکل سوم bulge چی میشه؟

      شکل سوم bulge در زبان انگلیسی bulged است.

      شکل جمع bulge چی میشه؟

      شکل جمع bulge در زبان انگلیسی bulges است.

      وجه وصفی حال bulge چی میشه؟

      وجه وصفی حال bulge در زبان انگلیسی bulging است.

      سوم‌شخص مفرد bulge چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bulge در زبان انگلیسی bulges است.

      ارجاع به لغت bulge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bulge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bulge

      لغات نزدیک bulge

      • - bulgaria
      • - bulgarian
      • - bulge
      • - bulge in (or into)
      • - bulging
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.