فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Flexure

ˈflekʃər ˈflekʃə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    خمیدگی، خم، انحنا ، چین
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد flexure

  1. noun The quality or state of being flexible
    Synonyms: bounce, ductility, elasticity, flexibility, flexibleness, give, flexion, malleability, malleableness, plasticity, pliability, flection, pliableness, pliancy, pliantness, resilience, resiliency, spring, springiness, suppleness
  2. noun An angular or rounded shape made by folding
    Synonyms: fold, crease, plication, crimp, bend
    Antonyms: extension

ارجاع به لغت flexure

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «flexure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/flexure

لغات نزدیک flexure

پیشنهاد بهبود معانی