فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Flexuous

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • پیچاپیچ، پیچ وخم‌دار، مارپیچ، موجی، نرم
    • - the flexuous bed of the stream
    • - بستر پرپیچ‌وخم جویبار
    • - leaves with flexuous margins
    • - برگ‌های دارای لبه‌ی کنگره‌ای
    • - flexuous shadows
    • - سایه‌های لرزان
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد flexuous

  1. adjective Repeatedly curving in alternate directions
    Synonyms: anfractuous, meandrous, serpentine, sinuous, snaky, tortuous, winding
  2. adjective Capable of being shaped, bent, or drawn out, as by hammering or pressure
    Synonyms: flexible, ductile, flexile, malleable, moldable, plastic, pliable, pliant, supple, workable

ارجاع به لغت flexuous

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «flexuous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/flexuous

لغات نزدیک flexuous

پیشنهاد بهبود معانی