آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ فروردین ۱۴۰۳

      Swag

      swæɡ swæɡ

      شکل جمع:

      swags

      معنی swag | جمله با swag

      noun slang uncountable

      قدیمی مال دزدی

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      The gang members divided the swag among themselves.

      اعضای باند مال دزدی را بین خود تقسیم کردند.

      The thief was caught with a bag full of swag.

      دزد با کیسه‌ای پر از مال دزدی دستگیر شد.

      noun uncountable

      انگلیسی آمریکایی کالای تبلیغاتی (که در نمایشگاه و رویداد و غیره به‌طور رایگان به شرکت‌کنندگان داده می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      I love attending fashion shows because they always have the best swag.

      عاشق شرکت در شوهای مد هستم زیرا همیشه بهترین کالاهای تبلیغاتی را دارند.

      After the concert, we were each given a bag of swag containing posters and stickers.

      پس از پایان کنسرت، به هرکدام از ما یک کیسه کالای تبلیغاتی حاوی پوستر و استیکر داده شد.

      noun uncountable

      قدیمی (انگلیسی استرالیایی) باروبندیل، بندوبساط (وسایل شخصی)

      The homeless man carried all his swag with him.

      مرد بی‌خانمان تمام باروبندیلش را با خودش حمل می‌کرد.

      He only had a few items in his swag.

      فقط چند قلم در بندوبساط داشت.

      noun slang uncountable

      تیپ (ظاهر یا شیوه‌ی رفتار شیک و بااعتماد‌به‌نفس)

      That woman's got swag.

      اون زن تیپ زده.

      My girlfriend got a swag on.

      دوست‌دخترم تیپ زده.

      noun countable

      آذین (آویزان از پنجره)

      The velvet swag gave the window a luxurious feel.

      آذین مخملی حالتی مجلل به پنجره داد.

      The swag of pearls caught the eye of every visitor.

      آذین‌های مروارید چشم هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد.

      noun countable

      ریسه‌ی گل (به عنوان تزیین)

      The doorway was adorned with a beautiful swag.

      سردر با ریسه‌ی گل زیبایی آراسته شده بود.

      The entrance to the garden party was adorned with a swag of wildflowers.

      ورودی باغ مهمانی با ریسه‌ی گل‌های وحشی تزیین شده بود.

      verb - intransitive

      پس‌وپیش رفتن، تلوتلو خوردن، یک‌وری شدن

      The boat began to swag back and forth as the waves grew stronger.

      با قوی‌تر شدن امواج، قایق شروع به پس‌وپیش رفتن کرد.

      The drunk man swagged around the bar.

      مرد مست در اطراف بار تلوتلو می‌خورد.

      verb - transitive

      زینت دادن (با تزیینات آویزان)

      She swagged the entrance to the party.

      در ورودی مهمانی را زینت داد.

      The interior decorator swagged the windows.

      دکوراتور داخلی پنجره‌ها را زینت داد.

      noun informal

      یک عالمه (مقدار یا تعداد زیاد)

      a swag of letters to read

      یک عالمه نامه برای خواندن

      He arrived with a swag of gifts for her.

      با یک عالمه هدیه برای او وارد شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد swag

      1. noun goods or money obtained illegally
        Synonyms:
        loot booty spoils plunder prize graft boodle dirty-money pillage spoil
      1. verb droop, sink, or settle from or as if from pressure or loss of tautness
        Synonyms:
        sag flag
      1. verb walk as if unable to control one's movements
        Synonyms:
        stagger lurch reel careen keel

      سوال‌های رایج swag

      شکل جمع swag چی میشه؟

      شکل جمع swag در زبان انگلیسی swags است.

      ارجاع به لغت swag

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «swag» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/swag

      لغات نزدیک swag

      • - swaddle
      • - swaddling clothes
      • - swag
      • - swage
      • - swage block
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.