Cant

kænt kænt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun verb - transitive verb - intransitive adjective
اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته، زبان دزدها و کولی‌ها، طرز صحبت، زبان ویژه، مناجات، گوشه‌دار، وارونه کردن، ناگهان چرخانیدن یا چرخیدن، با ناله سخن گفتن، با لهجه مخصوصی صحبت کردن، خبرچینی کردن، آواز خواندن، مناجات کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
- The lawyers used a cant that was not comprehensible to me.
- وکلای دادگستری زبان ویژه‌ای به‌کار می‌بردند که برایم قابل‌فهم نبود.
- His speech was full of hypocritical cant.
- نطق او پر بود از حرف‌های پوچ و عوام‌فریبانه.
- to cant off the edges
- لبه‌های چیزی را پخ کردن
- to give a beam a cant
- تیر سقف را انحنا دادن
- the canting deck of a destroyer
- عرشه‌ی شیبدار یک ناوشکن
- to cant a cask
- بشکه را به‌صورت منحنی درآوردن
- to cant over a net
- تور ماهیگیری را پشت و رو کردن
- The ship canted over.
- کشتی چپه شد.
نمونه‌جمله‌های بیشتر
noun uncountable
کلام غیرصادقانه، ریاکاری
noun uncountable
زبان ویژه (اصطلاحات مخصوص یک گروه یا صنف)
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cant

  1. noun hypocritical statement
    Synonyms:
    hypocrisy insincerity dishonesty pretense show deceit lip service sanctimony pretentiousness pomposity humbug sanctimoniousness hypocriticalness affected piety pious platitudes pharisaicalness pecksnippery sham holiness
  1. noun jargon
    Synonyms:
    language slang vocabulary dialect lingo vernacular idiom jargon patois argot diction phraseology patter
    Antonyms:
    standard
  1. verb lean, slant
    Synonyms:
    tilt lean incline slope angle list tip recline grade heel slant bevel careen

ارجاع به لغت cant

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cant

لغات نزدیک cant

پیشنهاد بهبود معانی