آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Patter

      ˈpæt̬ər ˈpætə

      گذشته‌ی ساده:

      pattered

      شکل سوم:

      pattered

      سوم‌شخص مفرد:

      patters

      وجه وصفی حال:

      pattering

      شکل جمع:

      patters

      معنی patter | جمله با patter

      noun verb - transitive verb - intransitive adverb

      ذکر کردن، به‌طور سریع وردخواندن، تند‌تند حرف زدن، لهجه محلی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      the patter of rain on leaves

      صدای چک‌چک باران بر روی برگ‌ها

      She pattered rapidly down the stairs.

      او به‌سرعت تلپ‌تلپ‌کنان از پله‌ها پایین رفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      As he was pattering his prayers, his thoughts were on his money.

      همان‌طور که زیر لبی نماز می‌خواند، فکرش متوجه پول‌هایش بود.

      I too would pattered away in church like all the rest.

      مانند دیگران من هم در کلیسا با بی‌توجهی پچ‌پچ می‌کردم.

      the pretentious patter of some sociologists

      زبان حرف‌های خودنمایانه‌ی برخی از جامعه‌شناسان

      the incessant patter of those old communists

      چرندیات تمام‌نشدنی آن کمونیست‌های پیر

      college students who could patter in English or French

      دانشجویان دانشگاه که می‌توانستند انگلیسی یا فرانسه به هم ببافند

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد patter

      1. noun light walk; soft beat
        Synonyms:
        tap pat pitapat pitter-patter tiptoe skip pad rattle chatter rat-a-tat scurry scuttle pelt
      1. noun casual talk
        Synonyms:
        chatter line monologue spiel pitch jargon lingo dialect vernacular prattle cant jive jabber argot patois slant
        Antonyms:
        silence quiet
      1. verb gab, chatter
        Synonyms:
        chatter jaw yak babble prattle jabber rattle blab tattle prate hold forth clack spiel spout yakety-yak
        Antonyms:
        be silent

      سوال‌های رایج patter

      گذشته‌ی ساده patter چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده patter در زبان انگلیسی pattered است.

      شکل سوم patter چی میشه؟

      شکل سوم patter در زبان انگلیسی pattered است.

      شکل جمع patter چی میشه؟

      شکل جمع patter در زبان انگلیسی patters است.

      وجه وصفی حال patter چی میشه؟

      وجه وصفی حال patter در زبان انگلیسی pattering است.

      سوم‌شخص مفرد patter چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد patter در زبان انگلیسی patters است.

      ارجاع به لغت patter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «patter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/patter

      لغات نزدیک patter

      • - patsy
      • - patten
      • - patter
      • - patter of rain
      • - patter song
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.