۷۰٪ تخفیف تا پایان اسفند - اشتراک یک‌ساله‌ی هوش مصنوعی 💚

Patsy

ˈpætsi ˈpætsi ˈpætsi
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    patsies

معنی

noun
فریب‌خورده، شخص گول‌خورده، نازک نارنجی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد patsy

  1. noun fall guy
    Synonyms:
    victim scapegoat dupe sucker fool goat pushover stooge sap gull chump boob easy mark sitting duck doormat pigeon schmuck weakling

ارجاع به لغت patsy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «patsy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/patsy

لغات نزدیک patsy

پیشنهاد بهبود معانی