آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اسفند ۱۴۰۲

    Dupe

    duːp djuːp

    گذشته‌ی ساده:

    duped

    شکل سوم:

    duped

    سوم‌شخص مفرد:

    dupes

    وجه وصفی حال:

    duping

    شکل جمع:

    dupes

    معنی dupe | جمله با dupe

    verb - transitive

    گول زدن، فریب دادن، خر کردن، سر ... کلاه گذاشتن

    He was duped into thinking she would marry him.

    خر شده بود و فکر می‌کرد آن دختر با او ازدواج خواهد کرد.

    She realized too late that her friend had successfully duped her.

    او خیلی دیر متوجه شد که دوستش سرش کلاه گذاشته است.

    noun countable

    فریب‌خورده، گول‌خورده، خرشده (شخص)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    He is a dupe of fortune.

    او فریب‌خورده‌ی سرنوشت است.

    She felt like a dupe after realizing that the online sale was actually a scam.

    پس از اینکه متوجه شد که آن فروش آنلاین در واقع کلاهبرداری است، احساس کرد فردی گول‌خورده است.

    noun countable informal

    کپی (محصول و غیره) (از چیزی باکیفیت و گران)

    I thought it was an original painting, but it turned out to be just a dupe.

    فکر می‌کردم این نقاشی اصلی است اما معلوم شد که تنها کپی است.

    Many consumers unknowingly purchase dupes.

    بسیاری از مصرف‌کنندگان ناآگاهانه محصولات کپی را می‌خرند.

    verb - intransitive verb - transitive informal

    کپی کردن، کپی شدن

    I need to dupe these important documents.

    باید این اسناد مهم را کپی کنم.

    He was able to dupe the painting that even experts couldn't tell it was a replica.

    او توانست نقاشی را طوری کپی کند که حتی کارشناسان هم نمی‌توانستند بگویند که کپی است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    In his attempt to deceive others, he would often try to dupe their signature style.

    او در تلاش برای فریب دیگران، اغلب سعی می‌کرد سبک امضای آنان را کپی کند.

    The sound quality was degraded by repeated duping.

    کیفیت صدا با کپی شدن مکرر کاهش یافت.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dupe

    1. noun person who is fooled
      Synonyms:
      victim fool sucker patsy pushover mark chump sap butt easy mark pigeon sitting duck fish
      Antonyms:
      cognizant
    1. verb fool someone
      Synonyms:
      fool trick cheat deceive mislead con kid gull swindle defraud hoodwink beguile outwit delude victimise betray catch pull one’s leg bamboozle rip off double-cross overreach shaft cozen flimflam spoof circumvent rook jerk around rope in hornswoggle chicane dust pull something baffle

    سوال‌های رایج dupe

    گذشته‌ی ساده dupe چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده dupe در زبان انگلیسی duped است.

    شکل سوم dupe چی میشه؟

    شکل سوم dupe در زبان انگلیسی duped است.

    شکل جمع dupe چی میشه؟

    شکل جمع dupe در زبان انگلیسی dupes است.

    وجه وصفی حال dupe چی میشه؟

    وجه وصفی حال dupe در زبان انگلیسی duping است.

    سوم‌شخص مفرد dupe چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد dupe در زبان انگلیسی dupes است.

    ارجاع به لغت dupe

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «dupe» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dupe

    لغات نزدیک dupe

    • - duopsony
    • - dup
    • - dupe
    • - dupery
    • - duple
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.