آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ بهمن ۱۴۰۳

      Fish

      fɪʃ fɪʃ

      گذشته‌ی ساده:

      fished

      شکل سوم:

      fished

      سوم‌شخص مفرد:

      fishes

      وجه وصفی حال:

      fishing

      شکل جمع:

      fish

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از شکل جمع fishes به‌ جای fish استفاده کرد.

      معنی fish | جمله با fish

      noun countable uncountable A1

      جانورشناسی ماهی، هر جانور آبزی، گوشت ماهی

      fish, ماهی، هر جانور آبزی، گوشت ماهی
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      fried fish

      ماهی سرخ‌کرده

      smoked fish

      ماهی دودی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a fish market

      بازار ماهی

      noun countable

      رقصی که در آن رقصندگان خیلی به هم نزدیک شده و همدیگر را در آغوش می‌گیرند، نوعی بازی برا ی کودکان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      noun countable

      کسی که زود در تور یا قلاب شیادان گیر می‌افتد

      noun plural

      به‌صورت جمع انواع ماهیان

      different kinds of fish

      انواع ماهی‌ها

      verb - intransitive

      ماهی گرفتن، ماهی صید کردن، به ماهیگیری رفتن، در آوردن (مانند ماهی از زیر آب)

      He fished a crumpled receipt out of his pocket.

      گشت و یک رسید مچاله‌شده را از جیب خود درآورد.

      verb - transitive

      در منطقه‌ای خاص ماهیگیری کردن

      We fished all day.

      تمام روز ماهیگیری کردیم.

      fish and game regulations

      مقررات ماهی گیری و شکار

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Bears fish in the river.

      خرس‌ها در رودخانه ماهی می‌گیرند.

      to fish for pearls

      مروارید صید کردن

      verb - intransitive

      جست‌وجو کردن، طلب کردن

      He started to fish around for a match.

      او شروع به جست‌وجو برای کبریت کرد.

      Kobra was always fishing for compliments.

      کبرا همیشه در پی این بود که از او تعریف بکنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fish

      1. verb throwing bait to catch seafood
        Synonyms:
        angle trawl net cast troll bait extract find produce pull out haul out chum bob bait the hook cast one’s hook cast one’s net seine extricate go fishing

      Phrasal verbs

      fish out of something

      (پس از جستجو) پیدا کردن یا در آوردن

      Collocations

      fish and chips

      فیش‌اَندچیپس، خوراک ماهی و سیب‌زمینی سرخ‌کرده

      Idioms

      drink like a fish

      در میخوارگی زیاده‌روی کردن

      در میخوارگی افراط کردن، خیلی مشروب خوردن

      fish in troubled water

      از آب گل‌آلود ماهی گرفتن، از اوضاع نابه‌سامان به سود خود استفاده کردن

      fish or cut bait

      یا اقدام کردن یا چیزی را به‌کلی رها کردن

      like a fish out of water

      ناراحت، در جایی نامناسب، در محذور

      (a) queer (or odd) fish

      آدم عجیب و غریب، آدم ناتو

      Idioms بیشتر

      neither fish, flesh, nor fowl (nor good red herring)

      شلم‌شوربا، شتر گاو پلنگ، مبهم و غیرقابل‌تشخیص

      other fish to fry

      کارهای مهمتری که باید انجام شود

      a fish out of water

      غریبی کردن، احساس عدم تعلق داشتن، معذب بودن

      لغات هم‌خانواده fish

      noun
      fish, fishing, fishery
      adjective
      fishy
      verb - intransitive
      fish
      adverb
      fishily

      سوال‌های رایج fish

      معنی fish به فارسی چی میشه؟

      کلمه "fish" در زبان انگلیسی به معنی "ماهی" است و به طور کلی به موجودات آبزی از شاخه‌ی ماهی‌ها اشاره دارد که در دریا، دریاچه‌ها و رودخانه‌ها زندگی می‌کنند. این کلمه دارای معانی و نکات جالبی است که در ادامه به توضیح آن‌ها می‌پردازیم.

      تعاریف و طبقه‌بندی

      ماهی‌ها به دو دسته‌ی اصلی تقسیم می‌شوند:

      - ماهی‌های استخوانی (Osteichthyes): این نوع ماهی‌ها دارای اسکلت استخوانی هستند و بیشتر ماهی‌های شناخته شده در این دسته قرار دارند، مانند ماهی قزل‌آلا و ماهی کپور.

      - ماهی‌های غضروفی (Chondrichthyes): این نوع ماهی‌ها دارای اسکلت غضروفی هستند و شامل کوسه‌ها و ماهی‌های دمی‌دار می‌شوند.

      ویژگی‌های زیستی

      ماهی‌ها به طور کلی دارای ویژگی‌های زیستی خاصی هستند. آن‌ها برای تنفس از آب اکسیژن جذب می‌کنند و از طریق آبشش‌ها (برخی از آن‌ها) اکسیژن را دریافت می‌کنند. همچنین، آن‌ها دارای پوست مرطوب و فلس‌هایی هستند که به آن‌ها کمک می‌کند تا در آب حرکت کنند.

      تنوع و زیستگاه

      ماهی‌ها در زیستگاه‌های مختلفی زندگی می‌کنند؛ از اقیانوس‌ها و دریاها گرفته تا آب‌های شیرین مانند دریاچه‌ها و رودخانه‌ها. این تنوع زیستی باعث شده است که ماهی‌ها به شکل‌های مختلفی وجود داشته باشند و به عنوان یکی از منبع‌های غذایی مهم برای انسان‌ها و دیگر موجودات زنده شناخته شوند.

      نقش اقتصادی و فرهنگی

      ماهی‌ها نقش بسیار مهمی در اقتصاد جهانی دارند. صنعت ماهی‌گیری و پرورش ماهی یکی از بزرگ‌ترین صنایع در بسیاری از کشورهاست. همچنین، ماهی‌ها در فرهنگ‌های مختلف نیز به عنوان نمادهایی از خوشبختی و برکت شناخته می‌شوند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، ماهی‌ها به عنوان غذای اصلی مصرف می‌شوند و در جشن‌ها و مناسبت‌های خاص مورد استفاده قرار می‌گیرند.

      حفاظت و چالش‌ها

      با وجود اهمیت زیاد ماهی‌ها، جمعیت آن‌ها به دلیل عوامل مختلفی از جمله آلودگی، تغییرات اقلیمی و ماهی‌گیری بی‌رویه در حال کاهش است. بسیاری از گونه‌های ماهی در حال انقراض هستند و سازمان‌های دولتی و غیردولتی در تلاش‌اند تا از این موجودات حفاظت کنند.

      نکات جالب

      - ماهی‌ها و خواب: برخلاف دیگر موجودات، ماهی‌ها خواب ندارند بلکه به حالت استراحت می‌روند و فعالیت‌هایشان به شدت کاهش می‌یابد.

      - حس بویایی قوی: ماهی‌ها دارای حس بویایی بسیار قوی هستند و می‌توانند بوها را از فاصله‌های دور تشخیص دهند.

      - تولید مثل: برخی از ماهی‌ها مانند ماهی‌های قزل‌آلا می‌توانند هزاران تخم بگذارند و این فرآیند معمولاً در فصل بهار انجام می‌شود.

      گذشته‌ی ساده fish چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده fish در زبان انگلیسی fished است.

      شکل سوم fish چی میشه؟

      شکل سوم fish در زبان انگلیسی fished است.

      شکل جمع fish چی میشه؟

      شکل جمع fish در زبان انگلیسی fish است.

      وجه وصفی حال fish چی میشه؟

      وجه وصفی حال fish در زبان انگلیسی fishing است.

      سوم‌شخص مفرد fish چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد fish در زبان انگلیسی fishes است.

      معنی fish به فارسی چی میشه؟

      کلمه "fish" در زبان انگلیسی به معنای "ماهی" است. این واژه به طور کلی به موجودات آبزی از جمله ماهی‌ها و سایر جانداران دریایی اطلاق می‌شود. در ادامه، به بررسی معانی، توضیحات و نکات جالب درباره "fish" می‌پردازیم.

      معانی و توضیحات

      1. تعریف کلی:

      "Fish" به موجوداتی اطلاق می‌شود که عمدتاً در آب زندگی می‌کنند. این موجودات از نظر زیست‌شناسی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: ماهیان استخوانی و ماهیان غضروفی.

      2. ویژگی‌های فیزیکی:

      - بدن: ماهی‌ها معمولاً دارای بدن کشیده و آیرودینامیک هستند که به آن‌ها کمک می‌کند تا در آب به راحتی حرکت کنند.

      - پره‌ها: برای حرکت در آب از پره‌ها استفاده می‌کنند. پره‌ها به ماهی‌ها امکان شنا کردن و مانور در آب را می‌دهند.

      - خوردن و تنفس: ماهی‌ها از آب اکسیژن را از طریق آبشش‌ها جذب می‌کنند و از طریق دهان خود غذا را می‌خورند.

      3. تنوع:

      در حدود 32,000 گونه ماهی در دنیا وجود دارد که آن‌ها را به یکی از متنوع‌ترین گروه‌های موجودات زنده تبدیل می‌کند. برخی از مشهورترین گونه‌ها شامل ماهی قزل‌آلا، ماهی کپور، و ماهی گربه‌ای هستند.

      4. زیستگاه:

      ماهی‌ها در انواع زیستگاه‌ها زندگی می‌کنند، از آب‌های شور دریاها و اقیانوس‌ها تا آب‌های شیرین در دریاچه‌ها و رودخانه‌ها.

      5. نقش در اکوسیستم:

      ماهی‌ها نقش بسیار مهمی در زنجیره غذایی و اکوسیستم‌های آبی ایفا می‌کنند. آن‌ها به عنوان شکارچیان و طعمه‌ها، تعادل زیست محیطی را حفظ می‌کنند.

      نکات جالب

      1. قدرت شنوایی:

      ماهی‌ها به دلیل ساختار خاص بدنشان دارای قدرت شنوایی بسیار بالایی هستند. آن‌ها می‌توانند صداها را از طریق استخوان‌های سر و بدن خود حس کنند.

      2. رنگ‌آمیزی:

      بسیاری از ماهی‌ها دارای رنگ‌های زیبا و متفاوتی هستند که به آن‌ها کمک می‌کند تا در زیستگاه‌های خود خود را پنهان کنند یا برای جلب توجه جفت خود از آن استفاده کنند.

      3. ماهیان مهاجر:

      برخی از گونه‌های ماهی مانند ماهی سالمون برای تخم‌گذاری به آب‌های شیرین سفر می‌کنند و پس از تخم‌گذاری دوباره به آب‌های دریا برمی‌گردند.

      4. ماهی‌های اجتماعی:

      برخی از ماهی‌ها، مانند ماهی‌های نئون و ماهی‌های گورخر، در گروه‌ها یا دسته‌های بزرگ زندگی می‌کنند که به آن‌ها احساس امنیت بیشتری می‌دهد.

      5. استفاده انسان:

      ماهی‌ها به عنوان منبع غذایی مهم در فرهنگ‌های مختلف جهان شناخته می‌شوند. صنعت ماهی‌گیری و پرورش ماهی یکی از صنایع بزرگ و مهم در بسیاری از کشورهاست.

      ارجاع به لغت fish

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fish» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fish

      لغات نزدیک fish

      • - fiscalist
      • - fisch
      • - fish
      • - fish and chips
      • - fish ball (or cake)
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.